detrition

[ایالات متحده]/dɪˈtrɪʃən/
[بریتانیا]/dɪˈtrɪʃən/

ترجمه

n. فرایند ساییده شدن یا فرسایش؛ کاهش تدریجی چیزی به دلیل اصطکاک یا استفاده
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

detrition rate

نرخ تحلیل

detrition process

فرآیند تحلیل

detrition effects

اثرات تحلیل

detrition factors

عوامل تحلیل

detrition analysis

تجزیه و تحلیل تحلیل

detrition impact

تاثیر تحلیل

detrition management

مدیریت تحلیل

detrition assessment

ارزیابی تحلیل

detrition levels

سطوح تحلیل

detrition strategies

استراتژی های تحلیل

جملات نمونه

the constant detrition of the company's resources is concerning.

فرسایش مداوم منابع شرکت نگران کننده است.

we need to address the detrition of our team morale.

ما باید به کاهش روحیه تیم خود رسیدگی کنیم.

detrition of the soil can lead to reduced crop yields.

فرسایش خاک می تواند منجر به کاهش عملکرد محصول شود.

his detrition in confidence was evident during the presentation.

کاهش اعتماد به نفس او در طول ارائه آشکار بود.

they are monitoring the detrition of natural habitats.

آنها فرسایش زیستگاه های طبیعی را رصد می کنند.

detrition of the material will affect its durability.

فرسایش مواد بر دوام آن تأثیر می گذارد.

the detrition of public trust is a serious issue.

کاهش اعتماد عمومی یک مسئله جدی است.

we must mitigate the detrition of our brand reputation.

ما باید از کاهش شهرت برند خود جلوگیری کنیم.

the detrition of relationships can be gradual and unnoticed.

فرسایش روابط می تواند تدریجی و غیرقابل توجه باشد.

understanding the causes of detrition is crucial for improvement.

درک علل فرسایش برای بهبود بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید