detrituss

[ایالات متحده]/dɪ'traɪtəs/
[بریتانیا]/dɪ'traɪtəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. بقایای، قطعات سنگ.

عبارات و ترکیب‌ها

piles of detritus

توده هایی از بقایای مواد

organic detritus

بقایای مواد آلی

جملات نمونه

The beach was littered with detritus from the storm.

ساحل مملو از زباله و آوار ناشی از طوفان بود.

The river carried detritus downstream.

رودخانه زباله و آوار را به سمت پایین‌رود می‌برد.

The old factory was filled with detritus of its former glory.

کارخانه قدیمی مملو از بقایای شکوه سابق خود بود.

Detritus from the construction site was scattered everywhere.

زباله و آوار از محل ساخت و ساز همه جا پراکنده شده بود.

The detritus of failed relationships lingered in their memories.

آثار روابط شکست‌خورده در خاطره آنها باقی ماند.

Detritus can be harmful to marine life.

زباله و آوار می‌تواند برای حیات دریایی مضر باشد.

The detritus of war left a lasting impact on the country.

آثار جنگ تأثیر ماندگاری بر کشور گذاشت.

They sifted through the detritus looking for any clues.

آنها در میان زباله و آوار به دنبال هر گونه سرنخی گشتند.

Detritus can accumulate in neglected areas.

زباله و آوار می‌تواند در مناطق مورد غفلت تجمع کند.

The detritus of past mistakes haunted him.

آثار اشتباهات گذشته او را آزار می‌داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید