deuchars

[ایالات متحده]/djuːkɑːrz/
[بریتانیا]/duːkɑːrz/

ترجمه

v. حالت حاضر شخص سوم مفرد فعل deuchar

جملات نمونه

the stubborn deuchars refused to change his mind despite the evidence.

دئوچارهای گنگ اصرار داشتند تا با وجود شواهد، نظر خود را تغییر ندهند.

a weathered deuchars sat by the fire, telling stories of old.

یک دئوچار پیر نزد آتش نشسته و داستان‌های قدیمی را روایت می‌کرد.

the old deuchars warned the young man about the dangers ahead.

دئوچار پیر به جوان گفت که از خطراتی که در انتظارش بود، مراقبت کند.

she proved to be a fierce deuchars in times of crisis.

او در زمان‌های بحران ثابت کرد که یک دئوچار شجاع است.

the village respected their local deuchars for generations of wisdom.

دروازه‌های محلی به دلیل دانش‌های چند نسلی، دئوچارهای خود را احترام می‌گذارند.

his deuchars heritage shaped everything about his character.

تاریخچه دئوچاری او تمام جنبه‌های شخصیت او را شکل داد.

the deuchars tradition lives on through the younger generation.

سنت دئوچاری از طریق نسل جوان ادامه می‌یابد.

meet the most stubborn deuchars in all the highlands.

با سخت‌گیرترین دئوچارهای تمام کوه‌های بالا آشنا شوید.

the deuchars spirit never dies, even in modern times.

روان دئوچاری هرگز نمی‌میرد، حتی در زمان‌های مدرن.

every true deuchars knows how to survive the harsh winter.

هر دئوچار واقعی می‌داند چگونه در زمستان سخت زنده می‌ماند.

the stubborn deuchars maintained his way of life against all odds.

دئوچار گنگ با وجود تمام مشکلات، سبک زندگی خود را حفظ کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید