devascularise

[ایالات متحده]/diːˈvæskjʊləraɪz/
[بریتانیا]/diːˈvæskjələraɪz/

ترجمه

v. برای حذف یا قطع خون‌رسانی به یک بافت یا اندام، و محروم کردن آن از خون و مواد مغذی.
adj. دارای خون‌رسانی حذف شده یا قطع شده؛ توصیفی از بافت یا اندامی که از تأمین عروقی خود محروم شده است.
n. فرآیند جراحی یا آسیب‌شناختی برای حذف یا مسدود کردن خون‌رسانی به بخشی از بدن.

عبارات و ترکیب‌ها

completely devascularise

به طور کامل از رگ‌ها جدا کردن

surgically devascularise

جدا کردن رگ‌ها به صورت جراحی

devascularise the tumor

تومور را از رگ‌ها جدا کنید

devascularise tissue

بافت را از رگ‌ها جدا کنید

to devascularise

جدا کردن رگ‌ها

devascularised tissue

بافت جدا شده از رگ‌ها

devascularise completely

به طور کامل جدا کردن رگ‌ها

جملات نمونه

the surgeon carefully devascularised the tumor before attempting removal.

جراح قبل از تلاش برای برداشتن، با دقت تومور را از رگ‌خیز جدا کرد.

to devascularise the affected area, the doctor tied off the main blood vessels.

برای از بین بردن خون رسانی ناحیه آسیب دیده، پزشک رگ‌های خونی اصلی را بست.

complete devascularisation of the tissue was necessary to prevent excessive bleeding.

برای جلوگیری از خونریزی بیش از حد، از بین بردن کامل خون رسانی بافت ضروری بود.

the procedure aims to devascularise the lesion prior to excision.

این روش با هدف از بین بردن خون رسانی ضایعه قبل از برداشتن انجام می‌شود.

surgeons must devascularise the organ carefully to preserve surrounding structures.

جراحان باید با دقت اندام را از رگ‌خیز جدا کنند تا ساختارهای اطراف حفظ شوند.

we successfully devascularised the bleeding vessel during the emergency operation.

ما با موفقیت رگ خونی خون‌ریزی کننده را در طول عمل جراحی اورژانسی از رگ‌خیز جدا کردیم.

the technique involves devascularising the graft site before transplantation.

این تکنیک شامل از بین بردن خون رسانی محل پیوند قبل از پیوند است.

partial devascularisation can lead to tissue necrosis if not monitored properly.

از بین بردن جزئی خون رسانی می‌تواند منجر به نکروز بافتی شود اگر به درستی مورد نظارت قرار نگیرد.

the oncologist recommended devascularisation as part of the treatment protocol.

متخصص سرطان‌شناسی از بین بردن خون رسانی را به عنوان بخشی از پروتکل درمانی توصیه کرد.

during the operation, the team worked to devascularise the damaged tissue completely.

در طول عمل جراحی، تیم برای از بین بردن کامل خون رسانی بافت آسیب دیده تلاش کرد.

effective devascularisation requires precise knowledge of the vascular anatomy.

از بین بردن موثر خون رسانی نیاز به دانش دقیق آناتومی عروقی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید