desanguinate

[ایالات متحده]//dɪˈsæŋɡwɪneɪt//
[بریتانیا]//dɪˈsæŋɡwɪneɪt//

ترجمه

v. برای خارج کردن خون؛ تخلیه خون

جملات نمونه

the surgeon had to desanguinate the patient's leg before performing the skin graft procedure.

جراح مجبور بود قبل از انجام فرآیند پیوند پوستی، پای بیمار را تخلیه خون کند.

modern medical protocols often require desanguinating organs before transplantation to preserve them longer.

پروتکل‌های پزشکی مدرن اغلب نیاز دارند تا قبل از پیوند، اندام‌ها تخلیه خون شوند تا برای مدت طولانی‌تری حفظ شوند.

the butcher began to desanguinate the carcass as part of the standard slaughtering process.

قصاب به عنوان بخشی از فرآیند کشتار استاندارد، شروع به تخلیه خون جسد کرد.

laboratory technicians desanguinate blood samples to perform accurate plasma analysis.

تکنسین‌های آزمایشگاهی نمونه‌های خون را تخلیه می‌کنند تا تجزیه و تحلیل دقیق پلاسما انجام دهند.

forensic pathologists sometimes desanguinate bodies to examine tissue damage more clearly.

پاتولوژیست‌های پزشکی قانونی گاهی اوقات برای بررسی واضح‌تر آسیب بافتی، جسدها را تخلیه می‌کنند.

the ancient ritual required priests to desanguinate the sacrificial animal completely.

آیین باستانی مستلزم این بود که روحانیون حیوان قربانی را به طور کامل تخلیه کنند.

veterinarians desanguinate animals under anesthesia during certain surgical procedures.

دامپزشکان در طول برخی از روش‌های جراحی، حیوانات را تحت بیهوشی تخلیه می‌کنند.

researchers decided to desanguinate the experimental subject to study oxygen deprivation effects.

محققان تصمیم گرفتند برای مطالعه اثرات کمبود اکسیژن، موضوع آزمایشی را تخلیه کنند.

the complete desanguination process took over three hours to finish properly.

فرآیند تخلیه کامل خون بیش از سه ساعت طول کشید تا به درستی به پایان برسد.

medical students learned how to desanguinate limbs safely during their surgical training.

دانشجویان پزشکی یاد گرفتند که چگونه در طول آموزش جراحی خود، اعضای بدن را به طور ایمن تخلیه کنند.

the blood bank uses special equipment to desanguinate donated blood for component separation.

بانک خون از تجهیزات ویژه برای تخلیه خون اهدایی برای جداسازی اجزا استفاده می‌کند.

ancient surgical texts describe methods to desanguinate patients before amputations.

متون جراحی باستانی روش‌هایی را برای تخلیه بیماران قبل از قطع عضو شرح می‌دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید