deviser

[ایالات متحده]/dɪˈvaɪzə/
[بریتانیا]/dɪˈvaɪzɚ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کسی که طرح‌ها یا ایده‌ها را طراحی یا ایجاد می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

creative deviser

طراح خلاق

strategic deviser

طراح استراتژیک

innovative deviser

طراح نوآور

product deviser

طراح محصول

system deviser

طراح سیستم

solution deviser

طراح راه حل

program deviser

طراح برنامه

policy deviser

طراح سیاست

service deviser

طراح خدمات

event deviser

طراح رویداد

جملات نمونه

the deviser of the project presented innovative ideas.

طراح پروژه ایده‌های نوآورانه ارائه داد.

she is a skilled deviser of marketing strategies.

او یک طراح ماهر در استراتژی‌های بازاریابی است.

the deviser of the plan faced many challenges.

طراح طرح با چالش‌های زیادی روبرو شد.

as a deviser, he always thinks outside the box.

به عنوان یک طراح، او همیشه خارج از چارچوب فکر می‌کند.

the deviser worked late into the night to finalize the details.

طراح تا دیروقت شب برای نهایی کردن جزئیات کار کرد.

her reputation as a deviser of educational programs is well-known.

شهرت او به عنوان طراح برنامه‌های آموزشی بسیار مشهور است.

the deviser collaborated with experts to improve the design.

طراح برای بهبود طراحی با متخصصان همکاری کرد.

every successful project needs a talented deviser.

هر پروژه موفق به یک طراح با استعداد نیاز دارد.

the deviser of the app ensured it was user-friendly.

طراح برنامه اطمینان حاصل کرد که کاربر پسند است.

being a deviser requires creativity and problem-solving skills.

طراح بودن نیازمند خلاقیت و مهارت‌های حل مسئله است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید