diabolatries

[ایالات متحده]/ˌdaɪəˈbɒlətriz/
[بریتانیا]/ˌdaɪəˈbɑːlətriz/

ترجمه

n. پرستش شیطان یا شیاطین

عبارات و ترکیب‌ها

diabolatries of evil

دیاباتری‌های شرارت

diabolatries in fiction

دیاباتری‌ها در داستان

diabolatries of man

دیاباتری‌های انسان

diabolatries revealed

دیاباتری‌های آشکار شده

diabolatries of war

دیاباتری‌های جنگ

diabolatries exposed

دیاباتری‌های افشا شده

diabolatries and sins

دیاباتری‌ها و گناهان

diabolatries of fate

دیاباتری‌های سرنوشت

diabolatries in history

دیاباتری‌ها در تاریخ

diabolatries of power

دیاباتری‌های قدرت

جملات نمونه

his diabolatries were evident in his cruel actions.

اقداماتی خشن او نشان دهنده دسیسه‌هایش بود.

people were shocked by the diabolatries of the villain.

مردم از دسیسه‌های شرور شوکه شدند.

she wrote a book detailing the diabolatries of historical figures.

او کتابی در مورد دسیسه‌های چهره‌های تاریخی نوشت.

the film explores the diabolatries of a haunted past.

فیلم به بررسی دسیسه‌های گذشته‌ای باستانی می‌پردازد.

his diabolatries were often masked by charm.

دسیسه‌های او اغلب با جذابیت پنهان می‌شدند.

they uncovered the diabolatries hidden in the organization.

آنها دسیسه‌های پنهان در سازمان را کشف کردند.

diabolatries can sometimes be found in everyday life.

دسیسه‌ها گاهی اوقات می‌توانند در زندگی روزمره یافت شوند.

the detective investigated the diabolatries behind the crime.

مامور پلیس دسیسه‌های پشت سر جرم را بررسی کرد.

her diabolatries shocked her closest friends.

دسیسه‌های او دوستان نزدیکش را شوکه کرد.

in literature, diabolatries often symbolize deeper issues.

در ادبیات، دسیسه‌ها اغلب نمادی از مسائل عمیق‌تر هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید