diabolatries of evil
دیاباتریهای شرارت
diabolatries in fiction
دیاباتریها در داستان
diabolatries of man
دیاباتریهای انسان
diabolatries revealed
دیاباتریهای آشکار شده
diabolatries of war
دیاباتریهای جنگ
diabolatries exposed
دیاباتریهای افشا شده
diabolatries and sins
دیاباتریها و گناهان
diabolatries of fate
دیاباتریهای سرنوشت
diabolatries in history
دیاباتریها در تاریخ
diabolatries of power
دیاباتریهای قدرت
his diabolatries were evident in his cruel actions.
اقداماتی خشن او نشان دهنده دسیسههایش بود.
people were shocked by the diabolatries of the villain.
مردم از دسیسههای شرور شوکه شدند.
she wrote a book detailing the diabolatries of historical figures.
او کتابی در مورد دسیسههای چهرههای تاریخی نوشت.
the film explores the diabolatries of a haunted past.
فیلم به بررسی دسیسههای گذشتهای باستانی میپردازد.
his diabolatries were often masked by charm.
دسیسههای او اغلب با جذابیت پنهان میشدند.
they uncovered the diabolatries hidden in the organization.
آنها دسیسههای پنهان در سازمان را کشف کردند.
diabolatries can sometimes be found in everyday life.
دسیسهها گاهی اوقات میتوانند در زندگی روزمره یافت شوند.
the detective investigated the diabolatries behind the crime.
مامور پلیس دسیسههای پشت سر جرم را بررسی کرد.
her diabolatries shocked her closest friends.
دسیسههای او دوستان نزدیکش را شوکه کرد.
in literature, diabolatries often symbolize deeper issues.
در ادبیات، دسیسهها اغلب نمادی از مسائل عمیقتر هستند.
diabolatries of evil
دیاباتریهای شرارت
diabolatries in fiction
دیاباتریها در داستان
diabolatries of man
دیاباتریهای انسان
diabolatries revealed
دیاباتریهای آشکار شده
diabolatries of war
دیاباتریهای جنگ
diabolatries exposed
دیاباتریهای افشا شده
diabolatries and sins
دیاباتریها و گناهان
diabolatries of fate
دیاباتریهای سرنوشت
diabolatries in history
دیاباتریها در تاریخ
diabolatries of power
دیاباتریهای قدرت
his diabolatries were evident in his cruel actions.
اقداماتی خشن او نشان دهنده دسیسههایش بود.
people were shocked by the diabolatries of the villain.
مردم از دسیسههای شرور شوکه شدند.
she wrote a book detailing the diabolatries of historical figures.
او کتابی در مورد دسیسههای چهرههای تاریخی نوشت.
the film explores the diabolatries of a haunted past.
فیلم به بررسی دسیسههای گذشتهای باستانی میپردازد.
his diabolatries were often masked by charm.
دسیسههای او اغلب با جذابیت پنهان میشدند.
they uncovered the diabolatries hidden in the organization.
آنها دسیسههای پنهان در سازمان را کشف کردند.
diabolatries can sometimes be found in everyday life.
دسیسهها گاهی اوقات میتوانند در زندگی روزمره یافت شوند.
the detective investigated the diabolatries behind the crime.
مامور پلیس دسیسههای پشت سر جرم را بررسی کرد.
her diabolatries shocked her closest friends.
دسیسههای او دوستان نزدیکش را شوکه کرد.
in literature, diabolatries often symbolize deeper issues.
در ادبیات، دسیسهها اغلب نمادی از مسائل عمیقتر هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید