open dialogs
گفتگوهای باز
close dialogs
گفتگوهای بسته
user dialogs
گفتگوهای کاربر
system dialogs
گفتگوهای سیستم
modal dialogs
گفتگوهای مدال
error dialogs
گفتگوهای خطا
info dialogs
گفتگوهای اطلاعات
confirmation dialogs
گفتگوهای تایید
dialog boxes
جعبههای گفتگو
custom dialogs
گفتگوهای سفارشی
we had several dialogs about the project.
ما چندین گفتگو در مورد پروژه داشتیم.
her dialogs in the play were very compelling.
گفتگوهای او در نمایش بسیار جذاب بودند.
they engaged in meaningful dialogs during the meeting.
آنها در طول جلسه در گفتگوهای معنادار شرکت کردند.
his dialogs often reveal his true feelings.
اغراقاً گفتگوهای او احساسات واقعی او را نشان می دهد.
the teacher encouraged students to practice their dialogs.
معلم از دانش آموزان خواست تا گفتگوهای خود را تمرین کنند.
we need to improve our dialogs for better communication.
ما باید گفتگوهای خود را برای ارتباط بهتر بهبود بخشیم.
her dialogs with the audience were very interactive.
گفتگوهای او با مخاطبان بسیار تعاملی بود.
they recorded their dialogs for the documentary.
آنها گفتگوهای خود را برای مستند ضبط کردند.
writing realistic dialogs is a skill for authors.
نوشتن گفتگوهای واقعی یک مهارت برای نویسندگان است.
the movie's dialogs added depth to the characters.
گفتگوهای فیلم عمق بیشتری به شخصیت ها بخشید.
open dialogs
گفتگوهای باز
close dialogs
گفتگوهای بسته
user dialogs
گفتگوهای کاربر
system dialogs
گفتگوهای سیستم
modal dialogs
گفتگوهای مدال
error dialogs
گفتگوهای خطا
info dialogs
گفتگوهای اطلاعات
confirmation dialogs
گفتگوهای تایید
dialog boxes
جعبههای گفتگو
custom dialogs
گفتگوهای سفارشی
we had several dialogs about the project.
ما چندین گفتگو در مورد پروژه داشتیم.
her dialogs in the play were very compelling.
گفتگوهای او در نمایش بسیار جذاب بودند.
they engaged in meaningful dialogs during the meeting.
آنها در طول جلسه در گفتگوهای معنادار شرکت کردند.
his dialogs often reveal his true feelings.
اغراقاً گفتگوهای او احساسات واقعی او را نشان می دهد.
the teacher encouraged students to practice their dialogs.
معلم از دانش آموزان خواست تا گفتگوهای خود را تمرین کنند.
we need to improve our dialogs for better communication.
ما باید گفتگوهای خود را برای ارتباط بهتر بهبود بخشیم.
her dialogs with the audience were very interactive.
گفتگوهای او با مخاطبان بسیار تعاملی بود.
they recorded their dialogs for the documentary.
آنها گفتگوهای خود را برای مستند ضبط کردند.
writing realistic dialogs is a skill for authors.
نوشتن گفتگوهای واقعی یک مهارت برای نویسندگان است.
the movie's dialogs added depth to the characters.
گفتگوهای فیلم عمق بیشتری به شخصیت ها بخشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید