dialogs

[ایالات متحده]/ˈdaɪəlɒɡz/
[بریتانیا]/ˈdaɪəlɑːɡz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گفتگوها یا بحث‌ها بین دو یا چند نفر; جعبه‌های گفت‌و‌گو در برنامه‌های نرم‌افزاری

عبارات و ترکیب‌ها

open dialogs

گفتگوهای باز

close dialogs

گفتگوهای بسته

user dialogs

گفتگوهای کاربر

system dialogs

گفتگوهای سیستم

modal dialogs

گفتگوهای مدال

error dialogs

گفتگوهای خطا

info dialogs

گفتگوهای اطلاعات

confirmation dialogs

گفتگوهای تایید

dialog boxes

جعبه‌های گفتگو

custom dialogs

گفتگوهای سفارشی

جملات نمونه

we had several dialogs about the project.

ما چندین گفتگو در مورد پروژه داشتیم.

her dialogs in the play were very compelling.

گفتگوهای او در نمایش بسیار جذاب بودند.

they engaged in meaningful dialogs during the meeting.

آنها در طول جلسه در گفتگوهای معنادار شرکت کردند.

his dialogs often reveal his true feelings.

اغراقاً گفتگوهای او احساسات واقعی او را نشان می دهد.

the teacher encouraged students to practice their dialogs.

معلم از دانش آموزان خواست تا گفتگوهای خود را تمرین کنند.

we need to improve our dialogs for better communication.

ما باید گفتگوهای خود را برای ارتباط بهتر بهبود بخشیم.

her dialogs with the audience were very interactive.

گفتگوهای او با مخاطبان بسیار تعاملی بود.

they recorded their dialogs for the documentary.

آنها گفتگوهای خود را برای مستند ضبط کردند.

writing realistic dialogs is a skill for authors.

نوشتن گفتگوهای واقعی یک مهارت برای نویسندگان است.

the movie's dialogs added depth to the characters.

گفتگوهای فیلم عمق بیشتری به شخصیت ها بخشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید