dibbles

[ایالات متحده]/ˈdɪbəlz/
[بریتانیا]/ˈdɪbəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. کاشتن با ایجاد حفره در زمین
n. ابزاری برای ایجاد حفره در زمین؛ (Dibble) یک نام خانوادگی

عبارات و ترکیب‌ها

dibbles and dabbles

دیبلز و دبولز

make dibbles

ساختن دیبلز

dibbles in dirt

دیبلز در خاک

dibbles of joy

دیبلز شادی

little dibbles

دیبلز کوچک

dibbles of fun

دیبلز سرگرمی

dibbles of light

دیبلز نور

dibbles in water

دیبلز در آب

tiny dibbles

دیبلز ریز

dibbles of color

دیبلز رنگ

جملات نمونه

he dibbles the soil to prepare for planting.

او خاک را برای کاشت آماده می‌کند.

she uses dibbles to create holes for the seeds.

او از دیبل‌ها برای ایجاد سوراخ‌هایی برای دانه‌ها استفاده می‌کند.

the gardener prefers dibbles over shovels.

باغبانی ترجیح می‌دهد از دیبل‌ها به جای بیل استفاده کند.

they dibble the ground in neat rows.

آنها زمین را در ردیف‌های مرتب دیبل می‌کنند.

using dibbles makes planting easier.

استفاده از دیبل‌ها کاشت را آسان‌تر می‌کند.

he taught me how to dibble effectively.

او به من یاد داد که چگونه به طور موثر دیبل کنم.

the farmer uses dibbles for his vegetable garden.

کشاورز از دیبل‌ها برای باغچه سبزیجات خود استفاده می‌کند.

she prefers to dibble by hand rather than using machines.

او ترجیح می‌دهد به جای استفاده از ماشین‌آلات، به صورت دستی دیبل کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید