dibujo

[ایالات متحده]/dɪˈbuːhəʊ/
[بریتانیا]/dɪˈbuːhoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نقاشی؛ طرح؛ تصویرسازی
v. ( فعل حاضر، شخص اول مفرد از dibujar) من نقاشی می‌کنم

جملات نمونه

i made a beautiful dibujo of a sunset

من یک рисунок زیبا از غروب خورشید کشیدم

the dibujo shows a detailed landscape

این рисунок یک منظره با جزئیات را نشان می‌دهد

she hangs her dibujo in the gallery

او рисунок خود را در گالری آویزان می‌کند

the artist's dibujo captures the moment perfectly

این рисунок هنرمند لحظه را به خوبی به تصویر می‌کشد

i love this dibujo because of its vibrant colors

من این рисунок را به دلیل رنگ‌های زنده آن دوست دارم

his dibujo technique is very impressive

تکنیک рисунок او بسیار впечатляющий است

the dibujo took several hours to complete

کشیدن این рисунок چند ساعت طول کشید

can you see the detail in this dibujo?

آیا می‌توانید جزئیات рисунок را ببینید؟

the dibujo depicts a peaceful garden

این рисунок یک باغ آرام را به تصویر می‌کشد

i want to learn how to create such detailed dibujo

من می‌خواهم یاد بگیرم چگونه چنین рисунок با جزئیات دقیقی ایجاد کنم

the children were excited to show their dibujos

کودکان از نشان دادن рисунок های خود هیجان‌زده بودند

this dibujo reminds me of my childhood

این рисунок من را به دوران کودکی‌ام یاد می‌کند

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید