finely diced
ریز خرد شده
diced vegetables
سبزیجات خرد شده
diced chicken
مرغ خرد شده
diced meat
گوشت خرد شده
Arther diced himself into debt.
آرثر خود را در بدهی فرو برد.
The meat should be finely diced for this dish.
گوشت باید برای این غذا به صورت نگینی خرد شود.
It's traditionally sauteed in olive oil.Great additions include diced chicken, sauteed firm tofu, seitan and more seasonal vegetables.
معمولاً در روغن زیتون تفت داده میشود. افزودنیهای عالی شامل مرغ نگینی، توفو سفت تفت داده شده، سیطان و سبزیجات فصلی بیشتر است.
diced lobster mixed with Mornay sauce placed back in the shell and sprinkled with grated cheese and browned.
لاک پشتی خرد شده مخلوط با سس Mornay دوباره در پوسته قرار داده شده و با پنیر رنده شده پوشانده و سرخ شده است.
The chef diced the onions for the soup.
سرآشپز پیازها را برای سوپ خرد کرد.
She carefully diced the tomatoes for the salad.
او با دقت گوجه فرنگیها را برای سالاد خرد کرد.
The recipe calls for diced carrots.
دستور غذا نیاز به هویج خرد شده دارد.
He diced the chicken into small pieces.
او مرغ را به قطعات کوچک خرد کرد.
I prefer my vegetables diced rather than sliced.
من ترجیح میدهم سبزیجات من خرد شده باشند تا برش خورده باشند.
The diced peppers added a nice kick to the dish.
فلفلهای خرد شده طعم خوبی به غذا دادند.
The recipe calls for diced onions and garlic.
دستور غذا نیاز به پیاز و سیر خرد شده دارد.
She deftly diced the potatoes for the stew.
او با مهارت سیب زمینیها را برای خورش خرد کرد.
The chef's knife skills were evident as he diced the vegetables.
مهارت سرآشپز در استفاده از چاقو زمانی که سبزیجات را خرد میکرد آشکار بود.
Diced fruits are a refreshing addition to yogurt.
میوههای خرد شده یک افزودنی دلپذیر به ماست هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید