minced

[ایالات متحده]/mɪns/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. به قطعات کوچک بریده شده; خرد شده
v. به قطعات کوچک بریدن; به طور ریز تقسیم کردن; به طور ظریف یا غیرمستقیم صحبت کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

minced beef

گوشت گاو رنده شده

minced garlic

سیر خرد شده

minced onion

پیاز خرد شده

minced meat

گوشت چرخ کرده

جملات نمونه

A woman minced up to them.

یک زن با قدم‌های کوتاه به سمت آن‌ها آمد.

She minced over to him.

او با قدم‌های کوتاه به سمت او رفت.

Above results showed that minced Cr-containing fish meat has no mutagenic effect and is save for feeding genetic-toxicologically.

نتایج فوق نشان داد که گوشت ماهی چرخ‌کرده حاوی Cr اثر جهش‌زا ندارد و از نظر ژنتیک-سم‌شناسی برای تغذیه ایمن است.

Put the minced lemon grass hearts, chilies, galangal/ginger, shrimp paste, shallots, garlic, and oil in a blender and liquify it into a speckled mush.

قلب‌های چمن لیمو، فلفل چیلی، گالنگال/زنجبیل، خمیر میگو، پیازچه، سیر و روغن را در مخلوط کن بریزید و آن را به یک خمیر لکه دار تبدیل کنید.

Ingredients:10pc Vietnamese rice paper, 10pcs Shrimp, 50g Jicama, 50g Vermicelli, 5g Dried Wood-ear fungus, some Minced Garlic, optional amount of Sweet Basil and Coriander.

مواد لازم: 10 عدد کاغذ برنج ویتنامی، 10 عدد میگوی، 50 گرم جicama، 50 گرم ورمیچیلی، 5 گرم قارچ گوش‌خاره خشک شده، مقداری سیر خرد شده، مقدار دلخواه ریحان شیرین و گشنیز.

نمونه‌های واقعی

In his inaugural speech, Lourenco does not mince words.

در سخنرانی آغازین خود، لورنسو رک و پوست کنده صحبت نمی‌کند.

منبع: NPR News September 2017 Collection

This is minced beef and minced pork.

این گوشت چرخ‌کرده و گوشت خوک چرخ‌کرده است.

منبع: Culinary methods for gourmet food

Yeah, and the mince. Mince? Yeah.

بله، و گوشت چرخ‌کرده. گوشت چرخ‌کرده؟ بله.

منبع: BBC documentary "Chinese New Year"

Brown the minced meat until it gets nice and brown.

گوشت چرخ‌کرده را تا زمانی که قهوه‌ای شود، سرخ کنید.

منبع: American English dialogue

How do you like the mince?

در مورد گوشت چرخ‌کرده چه نظری دارید؟

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book One.

So meatballs, I'm thinking we have pork mince.

پس کوفته‌ها، فکر می‌کنم گوشت خوک چرخ‌کرده داریم.

منبع: Gourmet Base

Well, yours calls for minced curly leaf parsley. Mine calls for minced flat leaf.

خب، دستور شما نیاز به جعفری چرخ‌کرده و برگ‌های پیچ‌خورده دارد. دستور من نیاز به جعفری چرخ‌کرده و برگ‌های صاف دارد.

منبع: Desperate Housewives (Audio Version) Season 5

Really important to season the mince before you cook it.

واقعاً مهم است که گوشت چرخ‌کرده را قبل از پختن مزه‌دار کنید.

منبع: Culinary methods for gourmet food

One pound of minced beef going in.

یک پوند گوشت چرخ‌کرده در حال اضافه شدن است.

منبع: Gourmet Base

'Cause I don't need you to mince words.

چون نیازی نیست رک و پوست کنده صحبت کنید.

منبع: Out of Control Season 3

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید