dices

[ایالات متحده]/ˈdaɪsɪz/
[بریتانیا]/ˈdaɪsɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تاس‌های جمع؛ یک بازی که شامل تاس‌ها می‌شود
v. سوم شخص مفرد از تاس؛ به مکعب‌های کوچک برش دادن

عبارات و ترکیب‌ها

roll dices

چرخاندن تاس

play dices

بازی با تاس

throw dices

پرتاب تاس

shake dices

تکان دادن تاس

count dices

شمارش تاس

collect dices

جمع آوری تاس

stack dices

چیدن تاس ها روی هم

mix dices

مخلوط کردن تاس

choose dices

انتخاب تاس

select dices

انتخاب تاس

جملات نمونه

he dices the vegetables for the salad.

او سبزیجات را برای سالاد خرد می‌کند.

she dices the onions finely for the recipe.

او پیازها را برای دستور غذا به خوبی خرد می‌کند.

they diced the chicken before cooking it.

آنها مرغ را قبل از پختن خرد کردند.

he always dices the fruit for breakfast.

او همیشه میوه ها را برای صبحانه خرد می‌کند.

she quickly dices the tomatoes for the sauce.

او گوجه فرنگی ها را به سرعت برای سس خرد می‌کند.

after he dices the peppers, he adds them to the stir-fry.

بعد از اینکه او فلفل ها را خرد کرد، آنها را به سرخ کرده اضافه می‌کند.

to make the soup, he dices the carrots and celery.

برای درست کردن سوپ، او هویج و کرفس را خرد می‌کند.

she prefers to dice her ingredients before cooking.

او ترجیح می‌دهد مواد لازم خود را قبل از پختن خرد کند.

he dices the cheese for the pizza topping.

او پنیر را برای روی پیتزا خرد می‌کند.

they diced the zucchini and sautéed it with garlic.

آنها زودییا را خرد کردند و با سیر سرخ کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید