dichoptic

[ایالات متحده]/daɪˈkɒptɪk/
[بریتانیا]/daɪˈkɑːptɪk/

ترجمه

adj. مربوط به یا شامل ادراک بصری جداگانه در هر چشم

عبارات و ترکیب‌ها

dichoptic vision

بینایی دوچشمی

dichoptic presentation

ارائه دوچشمی

dichoptic stimuli

تحریک‌های دوچشمی

dichoptic display

نمایش دوچشمی

dichoptic condition

شرایط دوچشمی

dichoptic cues

نشانه‌های دوچشمی

dichoptic tasks

وظایف دوچشمی

dichoptic effects

اثرات دوچشمی

dichoptic rivalry

رقابت دوچشمی

dichoptic perception

درک دوچشمی

جملات نمونه

the dichoptic presentation of images can enhance depth perception.

ارائه دوچشمی تصاویر می‌تواند درک عمق را افزایش دهد.

researchers studied dichoptic viewing to understand visual processing.

محققان بینش دوچشمی را برای درک پردازش بینایی مطالعه کردند.

in dichoptic conditions, each eye sees a different image.

در شرایط دوچشمی، هر چشم تصویر متفاوتی می‌بیند.

dichoptic stimulation can reveal insights into binocular rivalry.

تحریک دوچشمی می‌تواند بینش‌هایی در مورد رقابت دوچشمی آشکار کند.

therapies using dichoptic techniques may improve visual skills.

درمان‌هایی که از تکنیک‌های دوچشمی استفاده می‌کنند ممکن است مهارت‌های بینایی را بهبود بخشند.

she experienced dichoptic vision during her optical exam.

او در طول معاینه بینایی خود، بینایی دوچشمی را تجربه کرد.

the experiment involved dichoptic displays to test visual attention.

آزمایش شامل نمایش‌های دوچشمی برای آزمایش توجه بینایی بود.

understanding dichoptic perception is crucial for visual neuroscience.

درک ادراک دوچشمی برای نوروساینس بینایی بسیار مهم است.

dichoptic masking can influence how we perceive motion.

ماسک دوچشمی می‌تواند نحوه درک ما از حرکت را تحت تأثیر قرار دهد.

using dichoptic methods, they explored visual illusion effects.

با استفاده از روش‌های دوچشمی، آنها جلوه‌های توهم بینایی را بررسی کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید