dickering

[ایالات متحده]/ˈdɪkərɪŋ/
[بریتانیا]/ˈdɪkərɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک تجارت کوچک؛ مجموعه‌ای از ده؛ (Dicker) یک نام خانوادگی؛ (Eng, Ger, Hun) Dicker
vi. مبادله کردن؛ مذاکره کردن؛ چانه زدن

عبارات و ترکیب‌ها

dickering over

بحث کردن در مورد

dickering about

بحث کردن در مورد

dickering with

بحث کردن با

dickering back

بازگشت به چانه زنی

dickering down

کاهش قیمت

dickering away

از دست دادن

stop dickering

چانه زنی را متوقف کنید

dickering prices

چانه زنی قیمت

dickering terms

چانه زنی شرایط

dickering deal

معامله چانه زنی

جملات نمونه

they spent hours dickering over the price of the car.

آنها ساعت‌ها چانه زنی کردند تا قیمت ماشین را تعیین کنند.

after much dickering, they finally reached an agreement.

پس از بحث و چانه زنی زیاد، آنها سرانجام به توافق رسیدند.

she was tired of dickering and just wanted to buy the dress.

او از چانه زنی خسته شده بود و فقط می‌خواست لباس را بخرد.

we spent the afternoon dickering with the vendor at the market.

ما بعد از ظهر را با فروشنده در بازار چانه زنی کردیم.

his dickering skills helped him save a lot of money.

مهارت‌های چانه زنی او به او کمک کرد تا پول زیادی پس انداز کند.

the two sides were dickering over the terms of the contract.

دو طرف در مورد شرایط قرارداد چانه زنی می‌کردند.

she enjoyed dickering with her friends about where to eat.

او از چانه زنی با دوستانش در مورد اینکه کجا غذا بخورند لذت می‌برد.

it's common to see tourists dickering in souvenir shops.

معمولاً گردشگران را در مغازه‌های سوغاتی‌فروشی در حال چانه زنی می‌بینید.

they were just dickering about trivial matters.

آنها فقط در مورد مسائل جزئی چانه زنی می‌کردند.

he was tired of dickering and wanted a straightforward deal.

او از چانه زنی خسته شده بود و یک معامله مستقیم می‌خواست.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید