dickering over
بحث کردن در مورد
dickering about
بحث کردن در مورد
dickering with
بحث کردن با
dickering back
بازگشت به چانه زنی
dickering down
کاهش قیمت
dickering away
از دست دادن
stop dickering
چانه زنی را متوقف کنید
dickering prices
چانه زنی قیمت
dickering terms
چانه زنی شرایط
dickering deal
معامله چانه زنی
they spent hours dickering over the price of the car.
آنها ساعتها چانه زنی کردند تا قیمت ماشین را تعیین کنند.
after much dickering, they finally reached an agreement.
پس از بحث و چانه زنی زیاد، آنها سرانجام به توافق رسیدند.
she was tired of dickering and just wanted to buy the dress.
او از چانه زنی خسته شده بود و فقط میخواست لباس را بخرد.
we spent the afternoon dickering with the vendor at the market.
ما بعد از ظهر را با فروشنده در بازار چانه زنی کردیم.
his dickering skills helped him save a lot of money.
مهارتهای چانه زنی او به او کمک کرد تا پول زیادی پس انداز کند.
the two sides were dickering over the terms of the contract.
دو طرف در مورد شرایط قرارداد چانه زنی میکردند.
she enjoyed dickering with her friends about where to eat.
او از چانه زنی با دوستانش در مورد اینکه کجا غذا بخورند لذت میبرد.
it's common to see tourists dickering in souvenir shops.
معمولاً گردشگران را در مغازههای سوغاتیفروشی در حال چانه زنی میبینید.
they were just dickering about trivial matters.
آنها فقط در مورد مسائل جزئی چانه زنی میکردند.
he was tired of dickering and wanted a straightforward deal.
او از چانه زنی خسته شده بود و یک معامله مستقیم میخواست.
dickering over
بحث کردن در مورد
dickering about
بحث کردن در مورد
dickering with
بحث کردن با
dickering back
بازگشت به چانه زنی
dickering down
کاهش قیمت
dickering away
از دست دادن
stop dickering
چانه زنی را متوقف کنید
dickering prices
چانه زنی قیمت
dickering terms
چانه زنی شرایط
dickering deal
معامله چانه زنی
they spent hours dickering over the price of the car.
آنها ساعتها چانه زنی کردند تا قیمت ماشین را تعیین کنند.
after much dickering, they finally reached an agreement.
پس از بحث و چانه زنی زیاد، آنها سرانجام به توافق رسیدند.
she was tired of dickering and just wanted to buy the dress.
او از چانه زنی خسته شده بود و فقط میخواست لباس را بخرد.
we spent the afternoon dickering with the vendor at the market.
ما بعد از ظهر را با فروشنده در بازار چانه زنی کردیم.
his dickering skills helped him save a lot of money.
مهارتهای چانه زنی او به او کمک کرد تا پول زیادی پس انداز کند.
the two sides were dickering over the terms of the contract.
دو طرف در مورد شرایط قرارداد چانه زنی میکردند.
she enjoyed dickering with her friends about where to eat.
او از چانه زنی با دوستانش در مورد اینکه کجا غذا بخورند لذت میبرد.
it's common to see tourists dickering in souvenir shops.
معمولاً گردشگران را در مغازههای سوغاتیفروشی در حال چانه زنی میبینید.
they were just dickering about trivial matters.
آنها فقط در مورد مسائل جزئی چانه زنی میکردند.
he was tired of dickering and wanted a straightforward deal.
او از چانه زنی خسته شده بود و یک معامله مستقیم میخواست.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید