dickey

[ایالات متحده]/ˈdɪki/
[بریتانیا]/ˈdɪki/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پیش‌بند کودک؛ (پیراهن زنانه) یک پنل جلو
adj. پایین‌تر، غیرقابل اعتماد
Word Forms
جمعdickeys

عبارات و ترکیب‌ها

dickey bird

پرنده دیکی

dickey bow

گلدان دیکی

dickey seat

صندلی دیکی

dickey collar

یقه دیکی

dickey fit

اندازه دیکی

dickey style

سبک دیکی

dickey design

طراحی دیکی

dickey fashion

مد دیکی

dickey piece

قطعه دیکی

dickey look

ظاهر دیکی

جملات نمونه

he wore a dapper suit with a matching dickey.

او یک کت و شلوار شیک با یک دیکی همسان پوشید.

the actor's costume included a classic dickey for a vintage look.

لباس بازیگر شامل یک دیکی کلاسیک برای ظاهری قدیمی بود.

she decided to add a dickey to her outfit for extra flair.

او تصمیم گرفت برای ظاهری جذاب‌تر یک دیکی به لباس خود اضافه کند.

in the 19th century, many men wore a dickey under their jackets.

در قرن نوزدهم، بسیاری از مردان یک دیکی زیر ژاکت خود می‌پوشیدند.

he adjusted his dickey before stepping onto the stage.

او قبل از رفتن روی صحنه، دیکی خود را تنظیم کرد.

for the formal dinner, he chose a white dickey to match his tuxedo.

برای شام رسمی، او یک دیکی سفید برای هماهنگی با لباس دامادی خود انتخاب کرد.

the fashion show featured models wearing stylish dickeys.

نمایش مد شامل مدل‌هایی بود که دیکی‌های شیک می‌پوشیدند.

she found a vintage dickey at the thrift store.

او یک دیکی قدیمی را در مغازه دست دوم پیدا کرد.

he prefers a dickey over a full dress shirt for comfort.

او به دلیل راحتی، ترجیح می‌دهد به جای پیراهن رسمی کامل، دیکی بپوشد.

during the party, he noticed someone wearing a colorful dickey.

در طول مهمانی، او متوجه شد که کسی یک دیکی رنگارنگ پوشیده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید