dictations

[ایالات متحده]/dɪkˈteɪʃənz/
[بریتانیا]/dɪkˈteɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل گفتن کلمات برای کسی دیگر که آنها را بنویسد؛ آزمایشی که در آن شخصی آنچه شخص دیگری می‌گوید را می‌نویسد

عبارات و ترکیب‌ها

written dictations

تصحیحات کتبی

verbal dictations

تصحیحات شفاهی

daily dictations

تصحیحات روزانه

dictations practice

تمرین دیکته

dictations test

آزمون دیکته

audio dictations

تصحیحات صوتی

dictations assignment

وظیفه دیکته

dictations exercise

تمرین دیکته

dictations notes

یادداشت‌های دیکته

short dictations

تصحیحات کوتاه

جملات نمونه

we practiced our dictations every friday.

ما تمرین‌های دیکته خود را هر جمعه انجام می‌دادیم.

she excels in her dictations at school.

او در دیکته‌ها در مدرسه بسیار موفق است.

dictations help improve spelling and grammar.

دیکشنت‌ها به بهبود املا و دستور زبان کمک می‌کنند.

he always gets full marks in dictations.

او همیشه در دیکته‌ها نمره کامل می‌گیرد.

we have dictations as part of our language class.

ما دیکته را به عنوان بخشی از کلاس زبان خود داریم.

dictations can be challenging for some students.

دیکشنت‌ها می‌توانند برای برخی از دانش‌آموزان چالش‌برانگیز باشند.

the teacher gave us dictations to test our skills.

معلم دیکته به ما داد تا مهارت‌های ما را آزمایش کند.

listening carefully is crucial during dictations.

گوش دادن با دقت در طول دیکته‌ها بسیار مهم است.

she records her dictations for later review.

او دیکته‌های خود را برای بررسی بعدی ضبط می‌کند.

dictations are a great way to enhance vocabulary.

دیکشنت‌ها راهی عالی برای تقویت دایره لغات هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید