dictions

[ایالات متحده]/'dɪkʃ(ə)n/
[بریتانیا]/'dɪkʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انتخاب واژه‌ها; شیوه‌ی صحبت کردن

عبارات و ترکیب‌ها

clear diction

واضح‌گویی

artistic diction

آهنگ آفرینی

poetic diction

زبان شاعرانه

جملات نمونه

a stagy type of diction

نوعی لحن نمایشی

nautical phraseology.See Synonyms at diction

واژه‌پردازی دریایی. برای مترادف‌ها به واژه‌پردازی مراجعه کنید

very poor diction in the essay;

واژه‌پردازی بسیار ضعیف در مقاله;

Her carriage and diction were always faultless.

حرف و گفتار او همیشه بی‌عیب بود.

His diction is noted for its freshness and vividness.

واژه‌پردازی او به خاطر تازگی و زنده بودنش مورد توجه است.

Bad diction marred the effectiveness of his speech.

واژه‌پردازی ضعیف، اثربخشی سخنرانی او را لکه‌دار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید