diddles

[ایالات متحده]/ˈdɪdəlz/
[بریتانیا]/ˈdɪdəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تقلب کردن یا فریب دادن; هدر دادن زمان; سریع حرکت کردن یا تکان دادن

عبارات و ترکیب‌ها

diddles and doddles

قلقلک و بازیگوشی

diddles around

در اطراف قلقلک می‌کند

diddles with

با... قلقلک می‌کند

little diddles

قلقلک‌های کوچک

diddles in

در... قلقلک می‌کند

playful diddles

قلقلک‌های بازیگوشانه

diddles on

روی... قلقلک می‌کند

diddles about

در مورد... قلقلک می‌کند

funny diddles

قلقک‌های خنده‌دار

diddles away

قلقلک می‌کند و دور می‌شود

جملات نمونه

she diddles around instead of finishing her homework.

او به جای انجام تکالیفش سرگرم بازی و تفریح است.

he always diddles with his phone during meetings.

او همیشه در طول جلسات با تلفن خود بازی می‌کند.

they diddled their way through the entire weekend.

آنها آخر هفته را با گذراندن وقت در فعالیت‌های بی‌هدف سپری کردند.

don't diddle with the settings; just use the default.

با تنظیمات وراندازی نکنید؛ فقط از حالت پیش فرض استفاده کنید.

she loves to diddle with her garden on weekends.

او عاشق این است که آخر هفته‌ها با باغچه خود بازی کند.

he diddles when he should be making decisions.

او زمانی که باید تصمیم بگیرد، سرگرم بازی و تفریح می‌شود.

we can't afford to diddle if we want to meet the deadline.

اگر می‌خواهیم مهلت مقرر را رعایت کنیم، نمی‌توانیم وقت خود را تلف کنیم.

she diddled her way through the game, missing all the fun.

او در حین بازی وقت خود را تلف کرد و تمام لذت‌ها را از دست داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید