diddles and doddles
قلقلک و بازیگوشی
diddles around
در اطراف قلقلک میکند
diddles with
با... قلقلک میکند
little diddles
قلقلکهای کوچک
diddles in
در... قلقلک میکند
playful diddles
قلقلکهای بازیگوشانه
diddles on
روی... قلقلک میکند
diddles about
در مورد... قلقلک میکند
funny diddles
قلقکهای خندهدار
diddles away
قلقلک میکند و دور میشود
she diddles around instead of finishing her homework.
او به جای انجام تکالیفش سرگرم بازی و تفریح است.
he always diddles with his phone during meetings.
او همیشه در طول جلسات با تلفن خود بازی میکند.
they diddled their way through the entire weekend.
آنها آخر هفته را با گذراندن وقت در فعالیتهای بیهدف سپری کردند.
don't diddle with the settings; just use the default.
با تنظیمات وراندازی نکنید؛ فقط از حالت پیش فرض استفاده کنید.
she loves to diddle with her garden on weekends.
او عاشق این است که آخر هفتهها با باغچه خود بازی کند.
he diddles when he should be making decisions.
او زمانی که باید تصمیم بگیرد، سرگرم بازی و تفریح میشود.
we can't afford to diddle if we want to meet the deadline.
اگر میخواهیم مهلت مقرر را رعایت کنیم، نمیتوانیم وقت خود را تلف کنیم.
she diddled her way through the game, missing all the fun.
او در حین بازی وقت خود را تلف کرد و تمام لذتها را از دست داد.
diddles and doddles
قلقلک و بازیگوشی
diddles around
در اطراف قلقلک میکند
diddles with
با... قلقلک میکند
little diddles
قلقلکهای کوچک
diddles in
در... قلقلک میکند
playful diddles
قلقلکهای بازیگوشانه
diddles on
روی... قلقلک میکند
diddles about
در مورد... قلقلک میکند
funny diddles
قلقکهای خندهدار
diddles away
قلقلک میکند و دور میشود
she diddles around instead of finishing her homework.
او به جای انجام تکالیفش سرگرم بازی و تفریح است.
he always diddles with his phone during meetings.
او همیشه در طول جلسات با تلفن خود بازی میکند.
they diddled their way through the entire weekend.
آنها آخر هفته را با گذراندن وقت در فعالیتهای بیهدف سپری کردند.
don't diddle with the settings; just use the default.
با تنظیمات وراندازی نکنید؛ فقط از حالت پیش فرض استفاده کنید.
she loves to diddle with her garden on weekends.
او عاشق این است که آخر هفتهها با باغچه خود بازی کند.
he diddles when he should be making decisions.
او زمانی که باید تصمیم بگیرد، سرگرم بازی و تفریح میشود.
we can't afford to diddle if we want to meet the deadline.
اگر میخواهیم مهلت مقرر را رعایت کنیم، نمیتوانیم وقت خود را تلف کنیم.
she diddled her way through the game, missing all the fun.
او در حین بازی وقت خود را تلف کرد و تمام لذتها را از دست داد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید