diddly

[ایالات متحده]/ˈdɪdli/
[بریتانیا]/ˈdɪdli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n.چیزی با ارزش کم یا بدون ارزش
adj.با ارزش کم یا بدون ارزش
Word Forms
جمعdiddlies

عبارات و ترکیب‌ها

diddly squat

هیچ چیز

diddly-squat

هیچ چیز

diddly nothing

هیچ چیز

diddly diddly

هیچ چیز

not diddly

هیچ چیز

diddly dee

هیچ چیز

didn't do diddly

هیچ کار نکردم

diddly-bop

هیچ چیز

diddly-dum

هیچ چیز

جملات نمونه

i don't know diddly about cars.

من در مورد ماشین‌ها هیچ نمی‌دانم.

she doesn't care diddly for politics.

او اصلاً به سیاست اهمیت نمی‌دهد.

he knows diddly about the project details.

او در مورد جزئیات پروژه چیزی نمی‌داند.

they diddly-squat when it comes to fixing the issue.

وقتی صحبت از رفع مشکل می‌شود، آنها هیچ کاری انجام نمی‌دهند.

i can't find diddly in this messy room.

من نمی‌توانم حتی یک چیز هم در این اتاق شلوغ پیدا کنم.

she doesn't know diddly about cooking.

او در مورد آشپزی چیزی نمی‌داند.

he thinks he knows diddly about investing.

او فکر می‌کند در مورد سرمایه‌گذاری چیزی می‌داند.

we diddly-dawdled instead of working on the project.

به جای کار روی پروژه، ما وقت تلف کردیم.

she diddly-daddled around instead of making a decision.

به جای تصمیم‌گیری، او وقت تلف کرد.

he doesn't give diddly about what others think.

او اصلاً به این اهمیت نمی‌دهد که دیگران چه فکر می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید