diestrus

[ایالات متحده]/[ˈdɪɪstrəs]/
[بریتانیا]/[ˈdɪɪstrəs]/

ترجمه

n. دوره غیبت جنسی بین دو دوره ایسترووس در پستانداران ماده؛ یک دوره غیبت در چرخه ایسترووس یک پستاندار ماده.
Word Forms
جمعdiestruss

جملات نمونه

the mare exhibited signs of diestrus, displaying restlessness and vocalizations.

اسب نشانه های دیسترس را نشان داد و ناامیدی و صداهای خاصی داشت.

understanding diestrus cycles is crucial for successful breeding programs in livestock.

درک چرخه های دیسترس برای برنامه های تولید مثل موفق در دامداری ضروری است.

we observed a clear diestrus behavior in the sow before introducing the boar.

قبل از معرفی خوک نر، رفتار واضحی از دیسترس در خوک ماده مشاهده شد.

the veterinarian confirmed the ewe was in diestrus and ready for mating.

دکتر حیوانات تأیید کرد که گوسفند در حالت دیسترس است و آماده زاد و ولد است.

diestrus typically lasts for several days in canine species.

دیسترس در گونه های سگ معمولاً چند روز طول می کشد.

monitoring diestrus allows for optimal timing of artificial insemination.

پیگیری دیسترس برای تعیین زمان مناسب تلقیح مصنوعی امکان پذیر است.

the length of the diestrus period varies between different animal species.

مدت دیسترس در گونه های مختلف حیوانات متفاوت است.

changes in behavior are common indicators of approaching diestrus.

تغییرات رفتاری نشانه های رایجی از نزدیک شدن به دیسترس هستند.

accurate detection of diestrus is essential for efficient breeding management.

تشخیص دقیق دیسترس برای مدیریت تولید مثل کارآمد ضروری است.

hormonal fluctuations during diestrus influence estrous behavior.

تغییرات هورمونی در حین دیسترس بر روی رفتار ایسترووس تأثیر می گذارد.

the farmer carefully tracked the cow's diestrus to maximize conception rates.

کشاورز به دقت دیسترس گاو را دنبال کرد تا نرخ موفقیت زاد و ولد را بیشینه کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید