diggers

[ایالات متحده]/ˈdɪɡəz/
[بریتانیا]/ˈdɪɡərz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. افرادی یا ماشین‌هایی که حفاری می‌کنند؛ حیوانات حفرکن، به‌ویژه خرگوش‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

excavator diggers

لودر حفار

construction diggers

لودرهای ساختمانی

mini diggers

لودرهای کوچک

heavy diggers

لودرهای سنگین

dirt diggers

لودرهای خاک‌بردار

road diggers

لودرهای جاده‌سازی

land diggers

لودرهای زمین‌بردار

site diggers

لودرهای سایت

track diggers

لودرهای زنجیری

backhoe diggers

لودرهای بیل‌بک

جملات نمونه

excavators and diggers are essential for construction projects.

دستگاه‌های حفاری و بیل مکانیکی برای پروژه‌های ساختمانی ضروری هستند.

diggers can reach deep underground to find resources.

بیل مکانیکی می‌تواند به اعماق زمین دسترسی پیدا کند تا منابع را پیدا کند.

many diggers are used in mining operations.

بسیاری از بیل‌های مکانیکی در عملیات معدنی استفاده می‌شوند.

diggers help in landscaping and earthmoving tasks.

بیل‌های مکانیکی به انجام کارهای محوطه‌سازی و جابجایی خاک کمک می‌کنند.

he operates a fleet of diggers for his construction business.

او یک ناوگان از بیل‌های مکانیکی را برای کسب و کار ساختمانی خود اداره می‌کند.

diggers are often used to dig foundations for buildings.

اغلب از بیل‌های مکانیکی برای حفر پی‌های ساختمان‌ها استفاده می‌شود.

safety protocols are crucial when operating diggers.

رعایت پروتکل‌های ایمنی هنگام کار با بیل‌های مکانیکی بسیار مهم است.

diggers can be rented for short-term projects.

می‌توان بیل‌های مکانیکی را برای پروژه‌های کوتاه‌مدت اجاره کرد.

using diggers can significantly speed up excavation work.

استفاده از بیل‌های مکانیکی می‌تواند به طور قابل توجهی سرعت کار حفاری را افزایش دهد.

diggers are versatile machines used in various industries.

بیل‌های مکانیکی ماشین‌آلاتی با کاربردهای فراوان هستند که در صنایع مختلف استفاده می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید