dimes

[ایالات متحده]/daɪmz/
[بریتانیا]/daɪmz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. (جمع دایم) سکه‌ای به ارزش ده سنت در ایالات متحده و کانادا

عبارات و ترکیب‌ها

two dimes

دو دایم

dimes and nickels

دایم و نیکل

dimes for change

دایم برای تغییر

dimes in hand

دایم در دست

collecting dimes

جمع آوری دایم

spare dimes

دایم اضافی

dimes and dollars

دایم و دلار

lost dimes

دایم گمشده

counting dimes

شمارش دایم

dimes to dollars

دایم به دلار

جملات نمونه

she found a few dimes on the sidewalk.

او چند سکه ده ستی را روی پیاده‌رو پیدا کرد.

he saved dimes for weeks to buy a new toy.

او برای خرید یک اسباب‌بازی جدید، به مدت چند هفته سکه ده ستی جمع کرد.

every dime counts when you're on a budget.

وقتی بودجه دارید، هر سکه ده ستی مهم است.

she dropped a couple of dimes into the charity box.

او چند سکه ده ستی را در صندوق خیریه انداخت.

he was excited to find dimes in his old coat pocket.

او از پیدا کردن سکه ده ستی در جیب پالتوی قدیمی‌اش هیجان‌زده بود.

they played a game where each player bets dimes.

آنها بازی‌ای انجام می‌دادند که هر بازیکن سکه ده ستی شرط می‌بندید.

the vending machine only accepts dimes and quarters.

دستگاه خودپردازی فقط سکه ده ستی و ربع قبول می‌کند.

he counted his dimes to see if he had enough money.

او سکه‌های ده ستی خود را شمرد تا ببیند آیا پول کافی دارد یا خیر.

she gave him a dime for his help.

او به خاطر کمکش به او یک سکه ده ستی داد.

collecting dimes can be a fun hobby.

جمع‌آوری سکه ده ستی می‌تواند یک سرگرمی جالب باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید