dinings

[ایالات متحده]/ˈdaɪnɪŋz/
[بریتانیا]/ˈdaɪnɪŋz/

ترجمه

n. عمل خوردن یک وعده غذا
v. شکل حال استمراری dine

عبارات و ترکیب‌ها

fine dinings

غذاهای مجلل

casual dinings

غذاهای غیررسمی

family dinings

غذاهای خانوادگی

outdoor dinings

غذاهای فضای باز

private dinings

غذاهای خصوصی

luxury dinings

غذاهای لوکس

gourmet dinings

غذاهای گوروته

quick dinings

غذاهای سریع

romantic dinings

غذاهای رمانتیک

local dinings

غذاهای محلی

جملات نمونه

we enjoyed our dinings at the new italian restaurant.

ما از شام خوردن ما در رستوران ایتالیایی جدید لذت بردیم.

dinings with friends always make for great memories.

شام خوردن با دوستان همیشه خاطرات خوبی را رقم می زند.

he prefers casual dinings over formal ones.

او شام های غیررسمی را به شام های رسمی ترجیح می دهد.

we had two dinings planned for the weekend.

ما دو شام برای آخر هفته برنامه ریزی کرده بودیم.

her dinings are always filled with laughter and joy.

شام های او همیشه پر از خنده و شادی است.

they often host dinings for family gatherings.

آنها اغلب شام هایی را برای دورهمی های خانوادگی برگزار می کنند.

our dinings at the beach were unforgettable.

شام های ما در ساحل فراموش نشدنی بود.

he always chooses local cuisine for his dinings.

او همیشه غذاهای محلی را برای شام های خود انتخاب می کند.

dinings in different cultures can be quite enlightening.

شام خوردن در فرهنگ های مختلف می تواند بسیار روشنگر باشد.

we should plan more outdoor dinings this summer.

ما باید امسال شام های بیشتری در فضای باز برنامه ریزی کنیم.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید