diphthongized

[ایالات متحده]/ˈdɪfθɒŋˌaɪzd/
[بریتانیا]/ˈdɪfθɔŋˌaɪzd/

ترجمه

vt. تبدیل به یک دوتایی کردن؛ به عنوان یک دوتایی تلفظ کردن
vi. تبدیل به یک دوتایی شدن

عبارات و ترکیب‌ها

diphthongized vowel

حرف مصوّت دوتایی

diphthongized sound

صدای دوتایی

diphthongized form

فرم دوتایی

diphthongized speech

گفتار دوتایی

diphthongized language

زبان دوتایی

diphthongized accent

لهجه دوتایی

diphthongized phoneme

واکه دوتایی

diphthongized articulation

تلفظ دوتایی

diphthongized pattern

الگو دوتایی

diphthongized feature

ویژگی دوتایی

جملات نمونه

the vowels in that dialect are often diphthongized.

واکه ها در آن لهجه اغلب دفتونگ شده اند.

in linguistics, diphthongized sounds can change meaning.

در زبان‌شناسی، صداهای دفتونگ شده می‌توانند معنا را تغییر دهند.

children often diphthongized their speech as they learned to talk.

کودکان اغلب هنگام یادگیری صحبت کردن، گفتار خود را دفتونگ می‌کردند.

some languages require diphthongized pronunciations for clarity.

برخی از زبان‌ها برای وضوح به تلفظ‌های دفتونگ شده نیاز دارند.

she noticed that her accent diphthongized certain words.

او متوجه شد که لهجه او کلمات خاصی را دفتونگ می‌کند.

the teacher explained how diphthongized vowels work.

معلم توضیح داد که چگونه واکه های دفتونگ شده کار می کنند.

musicians often diphthongized lyrics to match the melody.

موسیقی‌دانان اغلب برای مطابقت با ملودی، متن ترانه را دفتونگ می‌کردند.

in poetry, diphthongized phrases can create unique rhythms.

در شعر، عبارات دفتونگ شده می‌توانند ریتم‌های منحصر به فردی ایجاد کنند.

he found it challenging to pronounce diphthongized words correctly.

او تلفظ صحیح کلمات دفتونگ شده را چالش برانگیز یافت.

her accent was characterized by diphthongized sounds.

لهجه او با صداهای دفتونگ شده مشخص می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید