diplomacies

[ایالات متحده]/dɪˈpləʊməˌsiz/
[بریتانیا]/dɪˈploʊməˌsiz/

ترجمه

n. هنر و عمل انجام مذاکره بین نمایندگان دولت‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

public diplomacies

دیپلماسی عمومی

cultural diplomacies

دیپلماسی فرهنگی

digital diplomacies

دیپلماسی دیجیتال

economic diplomacies

دیپلماسی اقتصادی

multilateral diplomacies

دیپلماسی چندجانبه

bilateral diplomacies

دیپلماسی دوجانبه

track two diplomacies

دیپلماسی مسیر دوم

traditional diplomacies

دیپلماسی سنتی

soft diplomacies

دیپلماسی نرم

smart diplomacies

دیپلماسی هوشمند

جملات نمونه

countries often engage in multiple diplomacies.

کشورها اغلب درگیر دیپلماسی‌های متعدد می‌شوند.

effective diplomacies can lead to lasting peace.

دیپلماسی موثر می‌تواند منجر به صلح پایدار شود.

diplomacies between nations require careful negotiation.

دیپلماسی بین ملت‌ها نیاز به مذاکرات دقیق دارد.

diplomacies play a crucial role in international relations.

دیپلماسی نقش مهمی در روابط بین‌الملل ایفا می‌کند.

he specializes in economic diplomacies.

او در دیپلماسی اقتصادی تخصص دارد.

diplomacies can sometimes lead to misunderstandings.

دیپلماسی گاهی اوقات می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

many countries rely on public diplomacies to improve their image.

بسیاری از کشورها برای بهبود وجهه خود به دیپلماسی عمومی متکی هستند.

diplomacies are essential for conflict resolution.

دیپلماسی برای حل اختلافات ضروری است.

she is known for her innovative diplomacies.

او به خاطر دیپلماسی نوآورانه خود شناخته شده است.

diplomacies often involve cultural exchanges.

دیپلماسی اغلب شامل تبادلات فرهنگی می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید