check dipsticks
بررسی سطح روغن
read dipsticks
خواندن سطح روغن
use dipsticks
استفاده از شلنگ روغن
replace dipsticks
تعویض شلنگ روغن
clean dipsticks
تمیز کردن شلنگ روغن
inspect dipsticks
بازرسی شلنگ روغن
test dipsticks
آزمایش شلنگ روغن
adjust dipsticks
تنظیم شلنگ روغن
calibrate dipsticks
کالیبره کردن شلنگ روغن
mark dipsticks
علامت گذاری شلنگ روغن
make sure to check the oil level using the dipsticks.
حتماً سطح روغن را با استفاده از میلههای نشانگر بررسی کنید.
the mechanic showed me how to read the dipsticks properly.
مکانیک به من نشان داد که چگونه به درستی میلههای نشانگر را بخوانم.
dipsticks are essential tools for monitoring fluid levels.
میلههای نشانگر ابزارهای ضروری برای نظارت بر سطح مایعات هستند.
always clean the dipsticks before taking a reading.
همیشه قبل از گرفتن مقدار، میلههای نشانگر را تمیز کنید.
he replaced the old dipsticks with new ones.
او میلههای نشانگر قدیمی را با نوارهای جدید جایگزین کرد.
using dipsticks can help prevent engine problems.
استفاده از میلههای نشانگر میتواند به جلوگیری از مشکلات موتور کمک کند.
she forgot to put the dipsticks back after checking the oil.
او بعد از بررسی سطح روغن فراموش کرد که میلههای نشانگر را دوباره جایگذاری کند.
dipsticks come in various lengths for different vehicles.
میلههای نشانگر در طولهای مختلف برای وسایل نقلیه مختلف وجود دارند.
regularly checking dipsticks is part of vehicle maintenance.
بررسی منظم میلههای نشانگر بخشی از نگهداری خودرو است.
he noticed the dipsticks were showing low fluid levels.
او متوجه شد که میلههای نشانگر نشاندهنده سطح پایین مایعات هستند.
check dipsticks
بررسی سطح روغن
read dipsticks
خواندن سطح روغن
use dipsticks
استفاده از شلنگ روغن
replace dipsticks
تعویض شلنگ روغن
clean dipsticks
تمیز کردن شلنگ روغن
inspect dipsticks
بازرسی شلنگ روغن
test dipsticks
آزمایش شلنگ روغن
adjust dipsticks
تنظیم شلنگ روغن
calibrate dipsticks
کالیبره کردن شلنگ روغن
mark dipsticks
علامت گذاری شلنگ روغن
make sure to check the oil level using the dipsticks.
حتماً سطح روغن را با استفاده از میلههای نشانگر بررسی کنید.
the mechanic showed me how to read the dipsticks properly.
مکانیک به من نشان داد که چگونه به درستی میلههای نشانگر را بخوانم.
dipsticks are essential tools for monitoring fluid levels.
میلههای نشانگر ابزارهای ضروری برای نظارت بر سطح مایعات هستند.
always clean the dipsticks before taking a reading.
همیشه قبل از گرفتن مقدار، میلههای نشانگر را تمیز کنید.
he replaced the old dipsticks with new ones.
او میلههای نشانگر قدیمی را با نوارهای جدید جایگزین کرد.
using dipsticks can help prevent engine problems.
استفاده از میلههای نشانگر میتواند به جلوگیری از مشکلات موتور کمک کند.
she forgot to put the dipsticks back after checking the oil.
او بعد از بررسی سطح روغن فراموش کرد که میلههای نشانگر را دوباره جایگذاری کند.
dipsticks come in various lengths for different vehicles.
میلههای نشانگر در طولهای مختلف برای وسایل نقلیه مختلف وجود دارند.
regularly checking dipsticks is part of vehicle maintenance.
بررسی منظم میلههای نشانگر بخشی از نگهداری خودرو است.
he noticed the dipsticks were showing low fluid levels.
او متوجه شد که میلههای نشانگر نشاندهنده سطح پایین مایعات هستند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید