dipsticks

[ایالات متحده]/dɪp.stɪks/
[بریتانیا]/dɪp.stɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. میله‌های اندازه‌گیری که برای سنجش سطح مایع در یک مخزن استفاده می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

check dipsticks

بررسی سطح روغن

read dipsticks

خواندن سطح روغن

use dipsticks

استفاده از شلنگ روغن

replace dipsticks

تعویض شلنگ روغن

clean dipsticks

تمیز کردن شلنگ روغن

inspect dipsticks

بازرسی شلنگ روغن

test dipsticks

آزمایش شلنگ روغن

adjust dipsticks

تنظیم شلنگ روغن

calibrate dipsticks

کالیبره کردن شلنگ روغن

mark dipsticks

علامت گذاری شلنگ روغن

جملات نمونه

make sure to check the oil level using the dipsticks.

حتماً سطح روغن را با استفاده از میله‌های نشانگر بررسی کنید.

the mechanic showed me how to read the dipsticks properly.

مکانیک به من نشان داد که چگونه به درستی میله‌های نشانگر را بخوانم.

dipsticks are essential tools for monitoring fluid levels.

میله‌های نشانگر ابزارهای ضروری برای نظارت بر سطح مایعات هستند.

always clean the dipsticks before taking a reading.

همیشه قبل از گرفتن مقدار، میله‌های نشانگر را تمیز کنید.

he replaced the old dipsticks with new ones.

او میله‌های نشانگر قدیمی را با نوارهای جدید جایگزین کرد.

using dipsticks can help prevent engine problems.

استفاده از میله‌های نشانگر می‌تواند به جلوگیری از مشکلات موتور کمک کند.

she forgot to put the dipsticks back after checking the oil.

او بعد از بررسی سطح روغن فراموش کرد که میله‌های نشانگر را دوباره جایگذاری کند.

dipsticks come in various lengths for different vehicles.

میله‌های نشانگر در طول‌های مختلف برای وسایل نقلیه مختلف وجود دارند.

regularly checking dipsticks is part of vehicle maintenance.

بررسی منظم میله‌های نشانگر بخشی از نگهداری خودرو است.

he noticed the dipsticks were showing low fluid levels.

او متوجه شد که میله‌های نشانگر نشان‌دهنده سطح پایین مایعات هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید