directable light
نور قابل هدایت
directable energy
انرژی قابل هدایت
directable beam
بار قابل هدایت
directable flow
جریان قابل هدایت
directable signal
سیگنال قابل هدایت
directable output
خروجی قابل هدایت
directable path
مسیر قابل هدایت
directable force
نیروی قابل هدایت
directable current
جریان قابل هدایت
directable focus
تمرکز قابل هدایت
the spotlight was directable, allowing us to focus on the speaker.
نورافکن قابل هدایت بود که به ما اجازه میداد روی سخنران تمرکز کنیم.
the camera's lens is fully directable for creative shots.
لنز دوربین به طور کامل قابل هدایت برای گرفتن عکسهای خلاقانه است.
the software allows for highly directable user interfaces.
این نرمافزار به واسطه رابط کاربری بسیار قابل هدایت اجازه میدهد.
the stage lighting was impressively directable and responsive.
نور صحنه به طرز چشمگیری قابل هدایت و پاسخگو بود.
the laser beam was precisely directable to the target.
بار پرتو لیزر به طور دقیق قابل هدایت به سمت هدف بود.
the museum's exhibits featured directable displays for interactive learning.
نمایشگاههای موزه دارای نمایشگرهای قابل هدایت برای یادگیری تعاملی بودند.
the telescope's mirror is directable to observe distant galaxies.
آینه تلسکوپ قابل هدایت برای مشاهده کهکشانهای دوردست است.
the searchlight was powerfully directable across the harbor.
جستجوگر به طور قدرتمندی قابل هدایت در سراسر بندر بود.
the sound system's speakers were strategically directable for optimal coverage.
بلندگوهای سیستم صوتی به طور استراتژیک قابل هدایت برای پوشش بهینه بودند.
the drone's camera is remotely directable for aerial surveillance.
دوربین پهپاد به صورت از راه دور قابل هدایت برای نظارت هوایی است.
the interactive projection mapping was highly directable and engaging.
نقشهبرداری تعاملی تصویر به طور قابل توجهی قابل هدایت و جذاب بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید