disassemblably

[ایالات متحده]//ˌdɪsəˈsemb(ə)li//
[بریتانیا]//ˌdɪsəˈsɛmb(ə)li//

ترجمه

adv. به گونه‌ای که امکان جداسازی چیزی را فراهم می‌کند؛ به گونه‌ای که بتوان آن را از هم باز کرد؛ به گونه‌ای که قابلیت جدا شدن به اجزای تشکیل دهنده را داشته باشد (به ویژه برای نگهداری، تعمیر، حمل و نقل یا بازیافت).

عبارات و ترکیب‌ها

disassembled it disassemblably

disassembling disassemblably

disassembled disassemblably

disassembling it disassemblably

جملات نمونه

the new chassis is disassemblably designed to allow quick upgrades.

میز به گونه‌ای قابل جداسازی طراحی شده است تا بتوانید آن را از طریق درهای باریک عبور دهید.

these modular panels are disassemblably built, making the assembly process much smoother.

ما چادر را در یک قاب قابل جداسازی بسته‌بندی کردیم تا در صندوق فضا صرفه‌جویی شود.

the laboratory equipment is disassemblably constructed, so it can be easily cleaned and serviced.

میز نمایش به گونه‌ای قابل جداسازی ساخته شده بود تا راه اندازی سریع در نمایشگاه‌ها امکان پذیر باشد.

engineers prefer disassemblably engineered components for complex machinery to simplify maintenance.

نگهدارنده دوچرخه به صورت قابل جداسازی نصب شده است و این امر ذخیره سازی فصلی را بسیار آسان تر می کند.

the furniture pieces are disassemblably assembled, which facilitates moving them through narrow doorways.

قفسه‌های ما به صورت قابل جداسازی با پیچ و مهره (و نه چسب) مونتاژ می‌شوند تا تعمیرات آسان‌تر باشد.

our new bike frame is disassemblably modular, allowing riders to customize it for different terrains.

کمد لباس ماژولار به گونه‌ای قابل جداسازی پیکربندی شده است تا با طرح‌های مختلف اتاق تناسب داشته باشد.

the portable generator is disassemblably fabricated to fit into compact carrying cases.

شمشیر صحنه به گونه‌ای قابل جداسازی ساخته شده بود تا بازیگران بتوانند به طور ایمن با آن سفر کنند.

these storage units are disassemblably arranged, so they can be reconfigured in any workspace.

پادیم قابله حمل به صورت قابل جداسازی ساخته شده است تا حمل و نقل سبک بین مکان ها امکان پذیر باشد.

the medical device is disassemblably linked, allowing technicians to replace parts without specialized tools.

دستگاه آزمایشگاهی به صورت قابل جداسازی متصل است و این امکان را می دهد تا قطعات به طور جداگانه ضدعفونی شوند.

our latest software architecture is disassemblably structured, enabling developers to update modules independently.

پس‌زمینه صحنه به صورت قابل جداسازی نصب شده است تا خدمه بتوانند پنل ها را در طول شب جایگزین کنند.

the exhibition booth is disassemblably mounted, which simplifies transportation and setup at events.

این چمدان دارای یک سازمان‌دهنده مناسب با طراحی قابل جداسازی است که کابل‌ها و ابزارها را مرتب نگه می‌دارد.

researchers favor disassemblably fitted sensors for field studies because they can be quickly relocated.

وسیله فیلمبرداری به صورت قابل جداسازی با گیره های سریع نصب می شود تا تنظیم مجدد سریع امکان پذیر باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید