disburser

[ایالات متحده]/dɪsˈbɜːsə/
[بریتانیا]/dɪsˈbɜrser/

ترجمه

n. کسی که پول پرداخت می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

fund disburser

پرداخت کننده وجوه

disburser role

نقش پرداخت کننده

disburser agreement

توافقنامه پرداخت کننده

disburser report

گزارش پرداخت کننده

disburser process

فرآیند پرداخت کننده

disburser verification

تایید پرداخت کننده

disburser guidelines

دستورالعمل های پرداخت کننده

disburser system

سیستم پرداخت کننده

disburser policy

سیاست پرداخت کننده

disburser application

درخواست پرداخت کننده

جملات نمونه

the disburser will release the funds next week.

پرداخت کننده وجوه در هفته آینده وجوه را آزاد خواهد کرد.

as a disburser, it is important to keep accurate records.

به عنوان یک پرداخت کننده، حفظ سوابق دقیق مهم است.

the disburser is responsible for managing the budget.

پرداخت کننده مسئولیت مدیریت بودجه را دارد.

each disburser must follow the established guidelines.

هر پرداخت کننده باید دستورالعمل های تعیین شده را دنبال کند.

the disburser approved the application for funding.

پرداخت کننده درخواست بودجه را تایید کرد.

communication with the disburser is crucial for project success.

ارتباط با پرداخت کننده برای موفقیت پروژه بسیار مهم است.

the disburser will review the financial reports regularly.

پرداخت کننده به طور منظم گزارش های مالی را بررسی خواهد کرد.

it is essential for the disburser to understand the project scope.

برای پرداخت کننده درک دامنه پروژه ضروری است.

the disburser's decision can impact many stakeholders.

تصمیم پرداخت کننده می تواند بر بسیاری از ذینفعان تأثیر بگذارد.

training sessions for disburser roles are scheduled monthly.

جلسات آموزشی برای نقش های پرداخت کننده به صورت ماهانه برنامه ریزی می شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید