disco

[ایالات متحده]/ˈdɪskəʊ/
[بریتانیا]/ˈdɪskoʊ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سالن رقص که در آن موسیقی دیسکو پخش می‌شود، مهمانی دیسکو
abbr. دفتر تأمین امنیت صنعتی دفاعی

جملات نمونه

a daggy disco track.

قطعه دیسکو دمده

a disco that really jumps.

دیسکویی که واقعاً پرانرژی است

Disco was not my scene.

دیسکو جزو سلیقه من نبود.

was it prestigious or trashy to be a disco diva?.

آیا بودن یک دیوای دیسکو معتبر بود یا بی‌ارزش؟.

we head to a disco — the place is pandemonium.

ما به سمت دیسکو می‌رویم - آنجا هرج و مرج است.

There was entertainment on the ship, in the form of a disco and a cinema.

سرگرمی در کشتی وجود داشت، به شکل یک دیسکو و یک سینما.

Can you find a disco?

آیا می توانید یک دیسکو پیدا کنید؟

the music changed to a funky disco beat.

موسیقی به یک ریتم دیسکو فانکی تغییر کرد.

The disco party went through the roof until the small hours of the morning.

جشن دیسکو تا ساعات اولیه صبح به اوج رسید.

Let’s invite her to the disco—she needs distraction.

بیاید او را به دیسکو دعوت کنیم - او به حواس‌پرتی نیاز دارد.

she filled every hour of the day playing tennis, or discoing with a group of friends.

او هر ساعت از روز را با تنیس بازی کردن یا دیسکو رفتن با گروهی از دوستان پر می‌کرد.

seventies disco dancing — very now.

رقص دیسکو دهه هفتاد - بسیار مدرن.

if ‘Disco Inferno’ doesn't take you back, the bell-bottom pants will.

اگر 'Disco Inferno' شما را به عقب نبرد، شلوارهای زنگوله ای این کار را انجام خواهد داد.

Despite this - she is the only really distinguishable handmaiden in the funeral scene, and is the only handmaiden absent from the Disco Ball Parade.

با وجود این - او تنها خادمی است که واقعاً قابل تشخیص است، و تنها خادمی است که در رژه توپ دیسکو غایب است.

The flash of strobe lights and the insistent beat of the music made the disco a favorite gathering place for young people.

نورهای چشمک‌زن و ریتم پیوسته موسیقی باعث شد دیسکو به مکان مورد علاقه گردهمایی جوانان تبدیل شود.

نمونه‌های واقعی

Come on, come on, let's disco!

بیا بیا، بیا رقصیم!

منبع: Uncle teaches you to learn basic English.

It's hitting the disco on the head for sure.

مطمئناً دارد به طور کامل به دییسکو برخورد می‌کند.

منبع: Connection Magazine

I must have grabbed a little disco nap.

باید یک چرت رقص کوچک گرفته باشم.

منبع: Modern Family Season 6

Mr. Duck dances to the disco.

آقای اردک به ریتم دییسکو می‌رقصد.

منبع: Aesop's Fables for Children

OK, let's say disco, pop, club, concert hall?

باشه، بگوییم دییسکو، پاپ، کلاب، تالار کنسرت؟

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 6

OK, let's say disco, pub, club, concert hall?

باشه، بگوییم دییسکو، پاب، کلاب، تالار کنسرت؟

منبع: Cambridge IELTS Listening Actual Test 6

Rikki Gotthelf attended her friend's " space disco cowboy" wedding.

ریکی گوتلف در عروسی "کاوگربوی دییسکو فضایی" دوستش شرکت کرد.

منبع: VOA Special English: World

But unfortunately, all of commander Lewis' disco music still survived.

اما متاسفانه، تمام موسیقی دییسکوی فرمانده لوئیس هنوز زنده مانده است.

منبع: The Martian Original Soundtrack

This is officially the least disco song she owns.

این رسماً کم‌حوصله‌ترین آهنگی است که او دارد.

منبع: The Martian Original Soundtrack

Have fun at your disco and we'll see you next time.

در دییسکوی خود خوش بگذرانید و دفعه بعد با شما ملاقات خواهیم کرد.

منبع: Uncle teaches you to learn basic English.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید