| شکل سوم شخص مفرد | disforests |
| صفت یا فعل حال استمراری | disforesting |
| زمان گذشته | disforested |
| قسمت سوم فعل | disforested |
disforest areas
مناطقی با جنگل زدایی
disforest land
زمینهای جنگلزداییشده
disforest trees
درختان جنگلزداییشده
disforest regions
مناطق جنگلزداییشده
disforest practices
روشهای جنگلزدایی
disforest forests
جنگلهای جنگلزداییشده
disforest habitat
زیستگاه جنگلزداییشده
disforest ecosystems
اکوسیستمهای جنگلزداییشده
disforest biodiversity
تنوع زیستی جنگلزداییشده
disforest wildlife
حیات وحش جنگلزداییشده
excessive logging can disforest large areas.
قطع درختان بیش از حد میتواند مناطق وسیعی را از بین ببرد.
to disforest a region can lead to severe ecological consequences.
تخریب یک منطقه میتواند منجر به عواقب شدید زیستمحیطی شود.
efforts to disforest the land have sparked protests.
تلاشها برای تخریب زمین باعث اعتراض شده است.
many species are threatened as humans continue to disforest.
بسیاری از گونهها در معرض خطر قرار دارند زیرا انسانها به تخریب ادامه میدهند.
governments must take action to prevent companies from disforesting.
دولتها باید اقداماتی را برای جلوگیری از تخریب توسط شرکتها انجام دهند.
climate change is exacerbated by practices that disforest.
تغییرات آب و هوایی توسط اقداماتی که منجر به تخریب میشوند تشدید میشود.
they plan to disforest the area for agricultural expansion.
آنها قصد دارند منطقه را برای توسعه کشاورزی تخریب کنند.
disforesting can disrupt local water cycles.
تخریب میتواند چرخههای آب محلی را مختل کند.
activists are working hard to stop efforts to disforest.
فعالها سخت تلاش میکنند تا تلاشها برای جلوگیری از تخریب را متوقف کنند.
disforesting regions can lead to increased soil erosion.
تخریب مناطق میتواند منجر به افزایش فرسایش خاک شود.
disforest areas
مناطقی با جنگل زدایی
disforest land
زمینهای جنگلزداییشده
disforest trees
درختان جنگلزداییشده
disforest regions
مناطق جنگلزداییشده
disforest practices
روشهای جنگلزدایی
disforest forests
جنگلهای جنگلزداییشده
disforest habitat
زیستگاه جنگلزداییشده
disforest ecosystems
اکوسیستمهای جنگلزداییشده
disforest biodiversity
تنوع زیستی جنگلزداییشده
disforest wildlife
حیات وحش جنگلزداییشده
excessive logging can disforest large areas.
قطع درختان بیش از حد میتواند مناطق وسیعی را از بین ببرد.
to disforest a region can lead to severe ecological consequences.
تخریب یک منطقه میتواند منجر به عواقب شدید زیستمحیطی شود.
efforts to disforest the land have sparked protests.
تلاشها برای تخریب زمین باعث اعتراض شده است.
many species are threatened as humans continue to disforest.
بسیاری از گونهها در معرض خطر قرار دارند زیرا انسانها به تخریب ادامه میدهند.
governments must take action to prevent companies from disforesting.
دولتها باید اقداماتی را برای جلوگیری از تخریب توسط شرکتها انجام دهند.
climate change is exacerbated by practices that disforest.
تغییرات آب و هوایی توسط اقداماتی که منجر به تخریب میشوند تشدید میشود.
they plan to disforest the area for agricultural expansion.
آنها قصد دارند منطقه را برای توسعه کشاورزی تخریب کنند.
disforesting can disrupt local water cycles.
تخریب میتواند چرخههای آب محلی را مختل کند.
activists are working hard to stop efforts to disforest.
فعالها سخت تلاش میکنند تا تلاشها برای جلوگیری از تخریب را متوقف کنند.
disforesting regions can lead to increased soil erosion.
تخریب مناطق میتواند منجر به افزایش فرسایش خاک شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید