disforested areas
مناطعی که درختان آن از بین رفته است
disforested land
زمینهایی که درختان آن از بین رفته است
disforested regions
مناطقی که درختان آن از بین رفته است
disforested forests
جنگلهایی که درختان آن از بین رفته است
disforested ecosystems
زیستگاههایی که درختان آن از بین رفته است
disforested zones
مناطقی که درختان آن از بین رفته است
disforested sites
مکانهایی که درختان آن از بین رفته است
disforested habitats
زیستگاههایی که درختان آن از بین رفته است
disforested landscapes
مناظری که درختان آن از بین رفته است
disforested environments
محیطهایی که درختان آن از بین رفته است
the region has been severely disforested over the past decade.
منطقه در ده سال گذشته به شدت دچار جنگلزدایی شده است.
disforested areas are often prone to soil erosion.
مناطقی که دچار جنگلزدایی شدهاند اغلب مستعد فرسایش خاک هستند.
many species are endangered due to disforested habitats.
بسیاری از گونهها به دلیل زیستگاههای جنگلزدایی شده در معرض خطر قرار دارند.
efforts are being made to restore disforested lands.
تلاشهایی برای بازسازی مناطق جنگلزدایی شده در حال انجام است.
disforested regions can lead to climate change impacts.
مناطق جنگلزدایی شده میتوانند منجر به اثرات تغییرات آب و هوایی شوند.
farmers often disforested land to expand their fields.
کشاورزان اغلب برای گسترش مزارع خود، جنگلها را از بین میبرند.
the government is implementing policies to combat disforested areas.
دولت در حال اجرای سیاستهایی برای مقابله با مناطق جنگلزدایی شده است.
disforested landscapes can alter local weather patterns.
مناظر جنگلزدایی شده میتوانند الگوهای آب و هوای محلی را تغییر دهند.
community initiatives aim to prevent further disforested land.
ابتکارات مردمی برای جلوگیری از جنگلزدایی بیشتر زمینها هدفگذاری میکنند.
disforested regions often suffer from a loss of biodiversity.
مناطق جنگلزدایی شده اغلب دچار کاهش تنوع زیستی میشوند.
disforested areas
مناطعی که درختان آن از بین رفته است
disforested land
زمینهایی که درختان آن از بین رفته است
disforested regions
مناطقی که درختان آن از بین رفته است
disforested forests
جنگلهایی که درختان آن از بین رفته است
disforested ecosystems
زیستگاههایی که درختان آن از بین رفته است
disforested zones
مناطقی که درختان آن از بین رفته است
disforested sites
مکانهایی که درختان آن از بین رفته است
disforested habitats
زیستگاههایی که درختان آن از بین رفته است
disforested landscapes
مناظری که درختان آن از بین رفته است
disforested environments
محیطهایی که درختان آن از بین رفته است
the region has been severely disforested over the past decade.
منطقه در ده سال گذشته به شدت دچار جنگلزدایی شده است.
disforested areas are often prone to soil erosion.
مناطقی که دچار جنگلزدایی شدهاند اغلب مستعد فرسایش خاک هستند.
many species are endangered due to disforested habitats.
بسیاری از گونهها به دلیل زیستگاههای جنگلزدایی شده در معرض خطر قرار دارند.
efforts are being made to restore disforested lands.
تلاشهایی برای بازسازی مناطق جنگلزدایی شده در حال انجام است.
disforested regions can lead to climate change impacts.
مناطق جنگلزدایی شده میتوانند منجر به اثرات تغییرات آب و هوایی شوند.
farmers often disforested land to expand their fields.
کشاورزان اغلب برای گسترش مزارع خود، جنگلها را از بین میبرند.
the government is implementing policies to combat disforested areas.
دولت در حال اجرای سیاستهایی برای مقابله با مناطق جنگلزدایی شده است.
disforested landscapes can alter local weather patterns.
مناظر جنگلزدایی شده میتوانند الگوهای آب و هوای محلی را تغییر دهند.
community initiatives aim to prevent further disforested land.
ابتکارات مردمی برای جلوگیری از جنگلزدایی بیشتر زمینها هدفگذاری میکنند.
disforested regions often suffer from a loss of biodiversity.
مناطق جنگلزدایی شده اغلب دچار کاهش تنوع زیستی میشوند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید