disgorger

[ایالات متحده]/dɪsˈɡɔːdʒə/
[بریتانیا]/dɪsˈɡɔrdʒər/

ترجمه

n. دستگاهی که برای حذف رسوبات از شامپاین استفاده می‌شود؛ ماشین برای خارج کردن ته‌مانده‌ها
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

disgorger tool

ابزار تخلیه

disgorger fish

ماهی تخلیه کننده

disgorger technique

تکنیک تخلیه

disgorger method

روش تخلیه

disgorger operation

عملیات تخلیه

disgorger design

طراحی تخلیه

disgorger application

کاربرد تخلیه

disgorger system

سیستم تخلیه

disgorger device

دستگاه تخلیه

disgorger solution

راه حل تخلیه

جملات نمونه

the fisherman used a disgorger to remove the hook from the fish's mouth.

ماهیگیر از یک جداکننده قلاب برای خارج کردن قلاب از دهان ماهی استفاده کرد.

it's essential to have a disgorger on hand when fishing.

داشتن یک جداکننده قلاب در دسترس هنگام ماهیگیری ضروری است.

he demonstrated how to use a disgorger effectively.

او نحوه استفاده موثر از یک جداکننده قلاب را نشان داد.

using a disgorger can help prevent injury to the fish.

استفاده از یک جداکننده قلاب می تواند به جلوگیری از آسیب به ماهی کمک کند.

many anglers swear by their trusty disgorger.

بسیاری از ماهیگیران به جداکننده قلاب مورد اعتماد خود قسم می خورند.

after catching the fish, he quickly grabbed his disgorger.

بعد از گرفتن ماهی، او به سرعت جداکننده قلاب خود را برداشت.

always keep a disgorger in your tackle box.

همیشه یک جداکننده قلاب در جعبه وسایل ماهیگیری خود نگه دارید.

she learned how to use a disgorger from her father.

او نحوه استفاده از یک جداکننده قلاب را از پدرش یاد گرفت.

a disgorger is a must-have tool for catch and release fishing.

یک جداکننده قلاب ابزار ضروری برای ماهیگیری و رهاسازی است.

he forgot to pack his disgorger before the fishing trip.

او قبل از سفر ماهیگیری فراموش کرد جداکننده قلاب خود را بسته باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید