dishcloths

[ایالات متحده]/dɪʃklɒθs/
[بریتانیا]/dɪʃklɔːθs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. پارچه‌های استفاده شده برای شستن ظرف‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

clean dishcloths

پارچه های تمیز

wet dishcloths

پارچه های خیس

dirty dishcloths

پارچه های کثیف

colorful dishcloths

پارچه های رنگارنگ

soft dishcloths

پارچه های نرم

cotton dishcloths

پارچه های پنبه ای

dishcloths set

ست حوله دست

kitchen dishcloths

پارچه های آشپزخانه

absorbent dishcloths

پارچه های جاذب

new dishcloths

پارچه های جدید

جملات نمونه

i need to buy some new dishcloths for the kitchen.

من نیاز دارم چند دستمال آشپزی جدید برای آشپزخانه بخرم.

these dishcloths are great for cleaning up spills.

این دستمال آشپزی برای تمیز کردن ریختگی ها عالی هستند.

make sure to wash the dishcloths regularly.

مطمئن شوید که دستمال آشپزی را به طور منظم بشویید.

she prefers using microfiber dishcloths over cotton ones.

او ترجیح می دهد از دستمال آشپزی میکروفایبر به جای دستمال آشپزی پنبه ای استفاده کند.

dishcloths can harbor bacteria if not cleaned properly.

اگر به درستی تمیز نشوند، دستمال آشپزی می تواند باکتری را در خود جای دهد.

he always keeps a stack of dishcloths by the sink.

او همیشه یک دسته دستمال آشپزی کنار سینک نگه می دارد.

using colored dishcloths helps to avoid cross-contamination.

استفاده از دستمال آشپزی رنگی به جلوگیری از آلودگی متقابل کمک می کند.

she uses dishcloths for both washing and drying dishes.

او از دستمال آشپزی هم برای شستن و هم برای خشک کردن ظروف استفاده می کند.

it's important to replace old dishcloths with new ones.

جایگزین کردن دستمال آشپزی قدیمی با دستمال آشپزی جدید مهم است.

dishcloths are essential tools in any kitchen.

دستمال آشپزی ابزارهای ضروری در هر آشپزخانه ای هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید