dismays

[ایالات متحده]/dɪsˈmeɪz/
[بریتانیا]/dɪsˈmeɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. احساسات شوک یا ناامیدی
v. باعث شدن که کسی احساس شوک یا اضطراب کند

عبارات و ترکیب‌ها

dismays the public

نگرانی عمومی را برمی‌انگیزد

dismays the audience

نگرانی مخاطبان را برمی‌انگیزد

dismays the critics

نگرانی منتقدان را برمی‌انگیزد

dismays the team

نگرانی تیم را برمی‌انگیزد

dismays the fans

نگرانی طرفداران را برمی‌انگیزد

dismays the students

نگرانی دانش‌آموزان را برمی‌انگیزد

dismays the leaders

نگرانی رهبران را برمی‌انگیزد

dismays the workers

نگرانی کارگران را برمی‌انگیزد

dismays the voters

نگرانی رای‌دهندگان را برمی‌انگیزد

dismays the stakeholders

نگرانی ذینفعان را برمی‌انگیزد

جملات نمونه

the news of the layoffs dismays the employees.

خبر تعدیل‌ها باعث ناامیدی کارمندان می‌شود.

it dismays me to see so much waste in our society.

دیدن این همه اتلاف در جامعه من را ناامید می‌کند.

the lack of support for the project dismays the team.

کمبود حمایت از پروژه باعث ناامیدی تیم می‌شود.

she was dismayed by the poor performance of the students.

عملکرد ضعیف دانش‌آموزان او را ناامید کرد.

his attitude towards the issue dismays his friends.

نگاه او به این موضوع دوستانش را ناامید می‌کند.

the dismal weather dismays everyone at the picnic.

آب و هوای دلگیر همه را در پیک نیک ناامید می‌کند.

the rising costs of living dismay many families.

افزایش هزینه‌های زندگی بسیاری از خانواده‌ها را ناامید می‌کند.

it dismays me to think about the future of our planet.

فکر کردن به آینده سیاره ما من را ناامید می‌کند.

the criticism from the audience dismays the performer.

انتقادات از سوی مخاطبان باعث ناامیدی مجری می‌شود.

the lack of progress in negotiations dismays the stakeholders.

عدم پیشرفت در مذاکرات ذینفعان را ناامید می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید