disputer

[ایالات متحده]/dɪsˈpjuːtə/
[بریتانیا]/dɪsˈpjuːtər/

ترجمه

n. کسی که استدلال می‌کند یا مباحثه می‌کند؛ کسی که در جدل‌ها شرکت می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

disputer resolution

حل اختلاف

disputer agreement

توافق اختلافات

disputer claims

ادعاهای اختلافات

disputer process

فرآیند اختلافات

disputer parties

طرفین اختلافات

disputer rights

حقوق اختلافات

disputer issues

مسائل اختلافات

disputer settlement

تسویه اختلافات

disputer mediation

میانجیگری اختلافات

جملات نمونه

the two teams will disputer the championship title.

دو تیم برای کسب عنوان قهرمانی با یکدیگر رقابت خواهند کرد.

it's common for siblings to disputer over small things.

مشکل کردن خواهر و برادرها در مورد مسائل کوچک رایج است.

they often disputer about the best way to solve the problem.

آنها اغلب در مورد بهترین راه حل برای مشکل با یکدیگر اختلاف نظر دارند.

during the meeting, they began to disputer about the budget allocation.

در طول جلسه، آنها شروع به اختلاف نظر در مورد تخصیص بودجه کردند.

it's pointless to disputer over opinions that cannot be changed.

اختلاف نظر در مورد نظراتی که قابل تغییر نیستند بی فایده است.

friends may disputer, but they usually make up quickly.

دوستان ممکن است اختلاف نظر داشته باشند، اما معمولاً به سرعت آشتی می کنند.

they decided to disputer their differences in a civil manner.

آنها تصمیم گرفتند اختلافات خود را به روشی مدنی حل و فصل کنند.

the lawyer and the client began to disputer about the case strategy.

وکیل و موکل شروع به اختلاف نظر در مورد استراتژی پرونده کردند.

it's important to disputer respectfully to maintain healthy relationships.

برای حفظ روابط سالم، احترام گذاشتن و اختلاف نظر کردن مهم است.

they will disputer the terms of the agreement before signing.

آنها قبل از امضای قرارداد، شرایط توافق را اختلاف نظر خواهند کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید