distributing

[ایالات متحده]/dɪsˈtrɪbjuːtɪŋ/
[بریتانیا]/dɪsˈtrɪbjuːtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. عمل توزیع یا پخش چیزی
adj. مرتبط با فرآیند توزیع

عبارات و ترکیب‌ها

distributing goods

توزیع کالا

distributing resources

توزیع منابع

distributing information

توزیع اطلاعات

distributing products

توزیع محصولات

distributing materials

توزیع مواد

distributing flyers

توزیع بروشورها

distributing funds

توزیع بودجه

distributing tasks

توزیع وظایف

distributing samples

توزیع نمونه‌ها

distributing rewards

توزیع جوایز

جملات نمونه

they are distributing flyers for the event.

آنها در حال توزیع بروشورها برای رویداد هستند.

the company is distributing new products to retailers.

شرکت در حال توزیع محصولات جدید به خرده فروشان است.

she is distributing the workload among her team.

او بار کاری را بین اعضای تیم خود توزیع می کند.

the charity is distributing food to those in need.

نهاد خیریه در حال توزیع غذا بین نیازمندان است.

we are distributing information about the new policy.

ما در حال توزیع اطلاعات در مورد سیاست جدید هستیم.

the organization is distributing supplies to local schools.

سازمان در حال توزیع لوازم التحریر برای مدارس محلی است.

he is responsible for distributing the budget evenly.

او مسئول توزیع عادلانه بودجه است.

the team is distributing responsibilities for the project.

تیم مسئولیت های پروژه را توزیع می کند.

they are distributing scholarships to deserving students.

آنها در حال توزیع بورسیه برای دانشجویان واجد شرایط هستند.

the government is distributing relief funds after the disaster.

دولت پس از فاجعه در حال توزیع کمک های مالی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید