say ditto to
بگو دوباره به
a suit of dittos (=a ditto suit)
یک مجموعه مشابه (=یک مجموعه مشابه)
She dittoed my argument.
او استدلال من را تکرار کرد.
She ordered a latte, and I'll have the same, ditto for me.
او یک لاته سفارش داد، و من هم همین را میخواهم، من هم همینطور.
He likes action movies, and I do too, ditto for me.
او فیلمهای اکشن دوست دارد، و من هم همینطور، من هم همینطور.
Sarah prefers to work in the morning, ditto for me.
سارا ترجیح میدهد صبح کار کند، من هم همینطور.
I love traveling to exotic places, ditto for my sister.
من عاشق سفر به مکانهای عجیب و غریب هستم، خواهر من هم همینطور.
Tom enjoys hiking in the mountains, ditto for his brother.
تام از پیادهروی در کوهها لذت میبرد، برادرش هم همینطور.
say ditto to
بگو دوباره به
a suit of dittos (=a ditto suit)
یک مجموعه مشابه (=یک مجموعه مشابه)
She dittoed my argument.
او استدلال من را تکرار کرد.
She ordered a latte, and I'll have the same, ditto for me.
او یک لاته سفارش داد، و من هم همین را میخواهم، من هم همینطور.
He likes action movies, and I do too, ditto for me.
او فیلمهای اکشن دوست دارد، و من هم همینطور، من هم همینطور.
Sarah prefers to work in the morning, ditto for me.
سارا ترجیح میدهد صبح کار کند، من هم همینطور.
I love traveling to exotic places, ditto for my sister.
من عاشق سفر به مکانهای عجیب و غریب هستم، خواهر من هم همینطور.
Tom enjoys hiking in the mountains, ditto for his brother.
تام از پیادهروی در کوهها لذت میبرد، برادرش هم همینطور.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید