divertissements

[ایالات متحده]/ˌdiː.vɜː.tɪsˈmɒ̃/
[بریتانیا]/ˌdiː.vɜːr.tɪsˈmɑ̃/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. سرگرمی یا تفریح

عبارات و ترکیب‌ها

musical divertissement

سرگرمی موسیقی

theatrical divertissement

سرگرمی تئاتر

divertissement piece

قطعه سرگرمی

divertissement ballet

باله سرگرمی

divertissement show

نمایش سرگرمی

divertissement performance

اجای سرگرمی

artistic divertissement

سرگرمی هنری

divertissement event

رویداد سرگرمی

divertissement program

برنامه سرگرمی

divertissement activity

فعالیت سرگرمی

جملات نمونه

divertissement is essential for a balanced life.

سرگرمی برای داشتن یک زندگی متعادل ضروری است.

we enjoyed a delightful divertissement after dinner.

ما از یک سرگرمی دلپذیر بعد از شام لذت بردیم.

his favorite divertissement is reading novels.

عصرانه مورد علاقه او خواندن رمان است.

she often seeks divertissement in nature walks.

او اغلب به دنبال سرگرمی در پیاده‌روی در طبیعت است.

music can be a wonderful form of divertissement.

موسیقی می‌تواند یک شکل فوق‌العاده از سرگرمی باشد.

the theater provided excellent divertissement for the audience.

تئاتر سرگرمی عالی برای مخاطبان ارائه داد.

he prefers active divertissement like sports.

او ترجیح می‌دهد سرگرمی‌های فعال مانند ورزش را انجام دهد.

divertissement is important for mental health.

سرگرمی برای سلامت روان مهم است.

they organized a divertissement for the community.

آنها یک سرگرمی برای جامعه ترتیب دادند.

traveling can be an exciting form of divertissement.

سفر می‌تواند یک شکل هیجان‌انگیز از سرگرمی باشد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید