djinny

[ایالات متحده]/ˈdʒɪni/
[بریتانیا]/ˈdʒɪni/

ترجمه

adj. مربوط به روح یا خدایان؛ غیبی
n. روح، خدا، یا موجود غیبی
شکل‌های واژه
جمعdjinnies

جملات نمونه

the djinny spirit emerged from the ancient lamp at midnight.

روان جان‌سوز در نیمه‌شب از لامپ قدیمی ظهور کرد.

she felt a djinny presence watching her from the shadows.

او احساس کرد که حضور یک جان‌سوز از سایه‌ها به او نگاه می‌کند.

the djinny whispers echoed through the abandoned temple.

همزمان با سکوت مسجد ترک bỏ شده، گویش‌های جان‌سوز به گوش می‌رسید.

ancient scrolls described the djinny creatures in vivid detail.

پرچم‌های قدیمی با جزئیات زیبایی از موجودات جان‌سوز توصیف می‌کنند.

the djinny mist swirled around the weathered stone pillars.

بخار جان‌سوز در اطراف ستون‌های سنگی فرسوده می‌چرخید.

local legends spoke of a powerful djinny bound to the family.

داستان‌های محلی درباره یک جان‌سوز قدرتمند که به خانواده بسته شده بود، حرف زدند.

the djinny flames danced without producing any heat.

نور جان‌سوز بدون تولید گرما می‌پردازید.

she discovered an enchanted bottle containing a trapped djinny.

او یک بطری جادویی را کشف کرد که یک جان‌سوز در آن گرفتار شده بود.

the djinny portal opened revealing a realm of eternal twilight.

دریچه جان‌سوز باز شد و یک دنیای نیمه‌شبی ابدی را نشان داد.

ancient merchants claimed the djinny artifacts brought great fortune.

تجارت‌های قدیمی ادعا می‌کردند که اشیاء جان‌سوز موفقیت بزرگی را به دنبال دارند.

the djinny shadows moved independently of their sources.

سایه‌های جان‌سوز به طور مستقل از منابع خود حرکت می‌کردند.

prayers to the djinny guardian protected the village for centuries.

درخواست‌های به حافظ جان‌سوز، روستا را برای قرن‌ها حفظ کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید