doby

[ایالات متحده]/ˈdəʊbi/
[بریتانیا]/ˈdoʊbi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نوعی آجر گل; آجر گلی
adj. ساخته شده از آجر گل
Word Forms
جمعdobies

عبارات و ترکیب‌ها

doby dog

سگ دوبی

doby art

هنر دوبی

doby style

سبک دوبی

doby toys

اسباب بازی دوبی

doby show

نمایش دوبی

doby music

موسیقی دوبی

doby games

بازی‌های دوبی

doby team

تیم دوبی

doby time

زمان دوبی

doby friends

دوستان دوبی

جملات نمونه

he is a doby at his job.

او یک دوبی در شغل خود است.

she feels like a doby when she helps others.

وقتی به دیگران کمک می‌کند، احساس می‌کند مانند یک دوبی است.

being a doby means being reliable.

بودن یک دوبی به معنای قابل اعتماد بودن است.

they consider him a doby in their team.

آنها او را در تیم خود یک دوبی در نظر می‌گیرند.

she has a doby attitude towards challenges.

او نسبت به چالش‌ها نگرش دوبی دارد.

a doby person always keeps their promises.

یک شخص دوبی همیشه به وعده‌های خود عمل می‌کند.

he was a doby during the project.

او در طول پروژه یک دوبی بود.

being doby is important for teamwork.

بودن دوبی برای کار گروهی مهم است.

she is known as a doby in her community.

او به عنوان یک دوبی در جامعه خود شناخته می‌شود.

he always acts like a doby in difficult situations.

او همیشه در شرایط دشوار مانند یک دوبی عمل می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید