| جمع | docents |
art docent
نگهبان هنری
museum docent
نگهبان موزه
school docent
نگهبان مدرسه
docent training
آموزش نگهبان
docent program
برنامه نگهبان
docent tour
تور نگهبان
volunteer docent
نگهبان داوطلب
docent guide
راهنمای نگهبان
docent services
خدمات نگهبان
docent role
نقش نگهبان
the docent guided us through the art exhibit.
راهنمای موزه ما را در میان نمایشگاه هنری هدایت کرد.
each docent has a unique style of teaching.
هر راهنما سبک آموزش منحصر به فردی دارد.
the museum's docent program is very popular.
برنامه راهنمایان موزه بسیار محبوب است.
she became a docent after completing her training.
او پس از اتمام آموزش خود به عنوان راهنما فعالیت کرد.
the docent explained the history of the building.
راهنما تاریخچه ساختمان را توضیح داد.
we learned a lot from the docent's insights.
ما از دیدگاه های راهنما بسیار یاد گرفتیم.
the docent answered all our questions patiently.
راهنما با حوصله به تمام سوالات ما پاسخ داد.
docents play a crucial role in enhancing visitor experience.
راهنمایان نقش مهمی در بهبود تجربه بازدیدکنندگان ایفا می کنند.
he volunteered as a docent at the local museum.
او به عنوان راهنما در موزه محلی داوطلب شد.
the docent's passion for history was evident.
اشتیاق راهنما به تاریخ آشکار بود.
art docent
نگهبان هنری
museum docent
نگهبان موزه
school docent
نگهبان مدرسه
docent training
آموزش نگهبان
docent program
برنامه نگهبان
docent tour
تور نگهبان
volunteer docent
نگهبان داوطلب
docent guide
راهنمای نگهبان
docent services
خدمات نگهبان
docent role
نقش نگهبان
the docent guided us through the art exhibit.
راهنمای موزه ما را در میان نمایشگاه هنری هدایت کرد.
each docent has a unique style of teaching.
هر راهنما سبک آموزش منحصر به فردی دارد.
the museum's docent program is very popular.
برنامه راهنمایان موزه بسیار محبوب است.
she became a docent after completing her training.
او پس از اتمام آموزش خود به عنوان راهنما فعالیت کرد.
the docent explained the history of the building.
راهنما تاریخچه ساختمان را توضیح داد.
we learned a lot from the docent's insights.
ما از دیدگاه های راهنما بسیار یاد گرفتیم.
the docent answered all our questions patiently.
راهنما با حوصله به تمام سوالات ما پاسخ داد.
docents play a crucial role in enhancing visitor experience.
راهنمایان نقش مهمی در بهبود تجربه بازدیدکنندگان ایفا می کنند.
he volunteered as a docent at the local museum.
او به عنوان راهنما در موزه محلی داوطلب شد.
the docent's passion for history was evident.
اشتیاق راهنما به تاریخ آشکار بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید