docked

[ایالات متحده]/dɒkt/
[بریتانیا]/dɑkt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. یک کشتی را به داک آوردن; یک فضاپیما را در فضای بیرونی متصل کردن; کاهش دادن; کسر کردن

عبارات و ترکیب‌ها

docked ship

کشتی در اسکله

docked boat

قایق لنگر انداخته

docked vessel

کشتی لنگر انداخته

docked ferry

لنج لنگر انداخته

docked yacht

یان لنگر انداخته

docked cruise

کشتی تفریحی لنگر انداخته

docked cargo

کشتی باری لنگر انداخته

docked barge

اسکلت لنگر انداخته

docked platform

سکوی لنگر انداخته

docked marina

مرینا لنگر انداخته

جملات نمونه

the ship has docked at the port.

کشتی در بندرگاه پهلو گرفته است.

they docked the boat after a long day on the water.

آنها قایق را پس از یک روز طولانی در آب پهلو کردند.

the spacecraft docked with the space station successfully.

وسایل نقلیه فضایی با موفقیت در ایستگاه فضایی پهلو گرفت.

the ferry is docked, waiting for passengers to board.

کشتی تفریحی پهلو گرفته و منتظر سوار شدن مسافران است.

after the repairs, the yacht was finally docked.

پس از تعمیرات، قایق تفریحی سرانجام پهلو گرفت.

the cargo was unloaded after the ship docked.

پس از پهلو گرفتن کشتی، بار تخلیه شد.

we watched as the cruise ship docked in the harbor.

ما شاهد پهلو گرفتن کشتی تفریحی در بندر بودیم.

the boat docked smoothly despite the rough waters.

علیرغم آب‌های خروشان، قایق به راحتی پهلو گرفت.

once docked, the crew began to clean the vessel.

پس از پهلو گرفتن، خدمه شروع به تمیز کردن کشتی کردند.

the fishing boat docked early to sell its catch.

کشتی ماهیگیری برای فروش صید خود زودتر پهلو گرفت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید