doffing hat
حذف کردن کلاه
doffing uniform
حذف کردن لباس فرم
doffing gloves
حذف کردن دستکش
doffing coat
حذف کردن بارانی
doffing mask
حذف کردن ماسک
doffing shoes
حذف کردن کفش
doffing equipment
حذف کردن تجهیزات
doffing attire
حذف کردن لباس
doffing layers
حذف کردن لایه ها
doffing safety gear
حذف کردن تجهیزات ایمنی
he was doffing his hat as a sign of respect.
او به عنوان نشانه احترام کلاه خود را در میآورد.
she is doffing her coat before entering the house.
او قبل از ورود به خانه، بارانی خود را در میآورد.
the soldier was doffing his uniform after a long day.
سرباز بعد از یک روز طولانی، لباس یونیفرم خود را در میآورد.
he was doffing his gloves in the warm room.
او در اتاق گرم دستکشهایش را در میآورد.
the gentleman was doffing his hat to the ladies.
آقاو به احترام به بانوان، کلاه خود را در میآورد.
after the ceremony, she was doffing her ceremonial robe.
پس از مراسم، او ردای تشریفات خود را در میآورد.
he is doffing his shoes before stepping onto the carpet.
او قبل از پا گذاشتن روی فرش، کفشش را در میآورد.
she was doffing her scarf as the weather warmed up.
همانطور که هوا گرم میشد، او روسری خود را در میآورد.
the actor was doffing his costume after the performance.
بازیگر بعد از اجرا، لباس خود را در میآورد.
he was doffing his sunglasses as he entered the building.
همانطور که وارد ساختمان میشد، او عینک آفتابی خود را در میآورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید