dogfights

[ایالات متحده]/ˈdɒɡfaɪts/
[بریتانیا]/ˈdɔɡfaɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. نبردها بین سگ‌ها؛ نبرد نزدیک بین هواپیماها؛ درگیری‌ها یا کشمکش‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

dogfights in air

نبرد هوایی

dogfights for dominance

نبرد برای تسلط

dogfights between jets

نبرد بین هواپیماهای جت

dogfights over territory

نبرد بر سر قلمرو

dogfights in history

نبردهای هوایی در تاریخ

dogfights for survival

نبرد برای بقا

dogfights in movies

نبردهای هوایی در فیلم‌ها

dogfights and battles

نبردهای هوایی و نبردها

dogfights at dusk

نبردهای هوایی در هنگام غروب

dogfights and tactics

نبردهای هوایی و تاکتیک‌ها

جملات نمونه

dogfights can be brutal and illegal.

نبرد سگ‌ها می‌تواند وحشیانه و غیرقانونی باشد.

many organizations work to stop dogfights.

سازمان‌های زیادی برای متوقف کردن نبرد سگ‌ها تلاش می‌کنند.

he was arrested for organizing dogfights.

او به اتهام سازماندهی نبرد سگ‌ها دستگیر شد.

dogfights often lead to severe injuries.

نبرد سگ‌ها اغلب منجر به آسیب‌های جدی می‌شود.

she rescued dogs from illegal dogfights.

او سگ‌هایی را از نبردهای غیرقانونی نجات داد.

dogfights are a serious animal welfare issue.

نبرد سگ‌ها یک مسئله جدی رفاه حیوانات است.

many people are unaware of the reality of dogfights.

بسیاری از مردم از واقعیت نبردهای سگ‌ها بی‌خبرند.

education is key to preventing dogfights.

آموزش برای جلوگیری از نبردهای سگ‌ها کلیدی است.

dogfights can result in criminal charges.

نبرد سگ‌ها می‌تواند منجر به اتهامات کیفری شود.

there are strict laws against dogfights.

قوانین سختگیرانه‌ای علیه نبردهای سگ‌ها وجود دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید