dogmatics

[ایالات متحده]/dɒɡˈmætɪks/
[بریتانیا]/dɔɡˈmætɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک سیستم یا دکترین از باورها، به ویژه در یک زمینه مذهبی؛ مطالعه دکترین‌های مذهبی

عبارات و ترکیب‌ها

dogmatics theory

تئوری استدلالی

dogmatics approach

رویکرد استدلالی

dogmatics study

مطالعه استدلالی

dogmatics analysis

تجزیه و تحلیل استدلالی

dogmatics framework

چارچوب استدلالی

dogmatics principles

اصول استدلالی

dogmatics concepts

مفاهیم استدلالی

dogmatics perspective

دیدگاه استدلالی

dogmatics discussion

بحث استدلالی

dogmatics interpretation

تفسیر استدلالی

جملات نمونه

his dogmatics often influenced the way he interpreted texts.

این آموزه‌ها اغلب بر نحوه تفسیر متون او تأثیر می‌گذاشت.

many find his dogmatics to be rigid and unyielding.

بسیاری آموزه‌های او را خشک و غیرقابل انعطاف می‌دانند.

the dogmatics of the church have evolved over the years.

این آموزه‌های کلیسا در طول سال‌ها تکامل یافته‌اند.

she studied the dogmatics of various philosophical schools.

او آموزه‌های مکاتب فلسفی مختلف را مطالعه کرد.

his lectures on dogmatics attracted many students.

سخنرانی‌های او در مورد این آموزه‌ها مورد توجه بسیاری از دانشجویان قرار گرفت.

dogmatics plays a crucial role in theological education.

این آموزه‌ها نقش مهمی در آموزش الهیات ایفا می‌کند.

understanding dogmatics helps clarify religious beliefs.

درک این آموزه‌ها به روشن شدن باورهای دینی کمک می‌کند.

her research focused on the dogmatics of early christianity.

تحقیقات او بر روی این آموزه‌های مسیحیت اولیه متمرکز بود.

dogmatics can sometimes lead to heated debates among scholars.

این آموزه‌ها گاهی اوقات می‌توانند منجر به بحث‌های داغ بین محققان شوند.

the professor emphasized the importance of dogmatics in his course.

این استاد بر اهمیت این آموزه‌ها در دوره خود تأکید کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید