dominie

[ایالات متحده]/ˈdɒmɪni/
[بریتانیا]/ˈdɑːmɪni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک روحانی؛ یک معلم؛ روحانی
شکل‌های واژه
جمعdominies

عبارات و ترکیب‌ها

dominie role

نقش دومینی

dominie style

سبک دومینی

dominie duties

وظایف دومینی

dominie position

موقعیت دومینی

dominie authority

اختیار دومینی

dominie influence

تاثیر دومینی

dominie office

دفتر دومینی

dominie service

خدمات دومینی

dominie community

جامعه دومینی

dominie meeting

جلسه دومینی

جملات نمونه

the dominie taught us the importance of education.

استاد به ما اهمیت آموزش را یاد داد.

every dominie in the village knew the children by name.

هر استادی در روستا کودکان را به نام می‌شناخت.

the dominie encouraged us to pursue our dreams.

استاد ما را تشویق کرد تا به دنبال رویاهایمان برویم.

our dominie organized a field trip to the museum.

استاد ما یک سفر میدانی به موزه ترتیب داد.

the dominie was respected by both students and parents.

استاد هم توسط دانش‌آموزان و هم والدین مورد احترام بود.

many students sought advice from the dominie.

بسیاری از دانش‌آموزان از استاد مشورت می‌گرفتند.

the dominie often shared stories from his own childhood.

استاد اغلب داستان‌هایی از دوران کودکی خود تعریف می‌کرد.

our dominie emphasized the value of teamwork.

استاد بر اهمیت کار گروهی تاکید کرد.

the dominie set high expectations for his students.

استاد انتظارات بالایی از دانش‌آموزان خود داشت.

after class, the dominie would help students with their homework.

پس از کلاس، استاد به دانش‌آموزان در انجام تکالیفشان کمک می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید