dongle

[ایالات متحده]/ˈdɒŋɡl/
[بریتانیا]/ˈdɔːŋɡl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک دستگاه کوچک که به کامپیوتر متصل می‌شود تا قابلیت‌های اضافی را فعال کند
Word Forms
جمعdongles

عبارات و ترکیب‌ها

usb dongle

dongle USB

wireless dongle

dongle بی‌سیم

bluetooth dongle

dongle بلوتوث

internet dongle

dongle اینترنت

network dongle

dongle شبکه

tv dongle

dongle تلویزیون

game dongle

dongle بازی

display dongle

dongle نمایشگر

audio dongle

dongle صوتی

video dongle

dongle ویدیویی

جملات نمونه

i need a dongle to connect my laptop to the projector.

من به یک دانگل برای اتصال لپ‌تاپم به پروژکتور نیاز دارم.

the dongle allows you to access the internet wirelessly.

دانگل به شما امکان دسترسی به اینترنت به صورت بی‌سیم را می‌دهد.

make sure to plug the dongle into the usb port.

مطمئن شوید که دانگل را به پورت USB وصل کنید.

my dongle stopped working after the update.

دانگل من پس از به‌روزرسانی کار کردن را متوقف کرد.

can you lend me your dongle for a moment?

می‌توانید برای یک لحظه دانگل خود را به من قرض دهید؟

he bought a new dongle for his gaming console.

او یک دانگل جدید برای کنسول بازی خود خرید.

the dongle is compatible with various devices.

دانگل با دستگاه‌های مختلف سازگار است.

after installing the software, the dongle worked perfectly.

پس از نصب نرم‌افزار، دانگل به خوبی کار کرد.

don't forget to carry your dongle when traveling.

هنگام سفر، دانگل خود را فراموش نکنید.

the dongle provides a secure connection to the network.

دانگل یک اتصال امن به شبکه فراهم می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید