doodles

[ایالات متحده]/ˈduːdəlz/
[بریتانیا]/ˈduːdəlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور غافلانه خط خطی کردن
n. خط خطی‌های تصادفی یا طرح‌ها؛ گرافیتی یا نقاشی‌های غیررسمی

عبارات و ترکیب‌ها

funny doodles

طنزهای بامزه

cute doodles

طنزهای دوست‌داشتنی

simple doodles

طنزهای ساده

artistic doodles

طنزهای هنری

quick doodles

طنزهای سریع

colorful doodles

طنزهای رنگارنگ

random doodles

طنزهای تصادفی

creative doodles

طنزهای خلاقانه

childish doodles

طنزهای کودکانه

daily doodles

طنزهای روزانه

جملات نمونه

she loves to create doodles in her notebook.

او عاشق خلق طرح‌های خام در دفترچه‌اش است.

his doodles during class often distract his friends.

طرح‌های خام او در طول کلاس اغلب دوستانش را پرت می‌کند.

doodles can be a great way to relieve stress.

طرح‌های خام می‌توانند راهی عالی برای کاهش استرس باشند.

she filled the margins of her paper with colorful doodles.

او حاشیه کاغذ خود را با طرح‌های خام رنگارنگ پر کرد.

his doodles often reflect his mood and thoughts.

طرح‌های خام او اغلب نشان‌دهنده حال و احوال و افکار او هستند.

many artists start their designs with simple doodles.

بسیاری از هنرمندان طراحی‌های خود را با طرح‌های خام ساده شروع می‌کنند.

doodles can spark creativity and new ideas.

طرح‌های خام می‌توانند باعث ایجاد خلاقیت و ایده‌های جدید شوند.

she often shares her doodles on social media.

او اغلب طرح‌های خام خود را در رسانه‌های اجتماعی به اشتراک می‌گذارد.

he doodled while he was on the phone.

او در حالی که تلفن صحبت می‌کرد، طرح خام می‌کشید.

her doodles are filled with whimsical characters.

طرح‌های خام او پر از شخصیت‌های خیال‌انگیز است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید